jingo

[ایالات متحده]/ˈdʒɪŋɡəʊ/
[بریتانیا]/ˈdʒɪŋɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حامی جنگجو کشور خود؛ شوونیست
adj. میهن‌پرست به طور تهاجمی
Word Forms
جمعjingoes

عبارات و ترکیب‌ها

jingoism

تبدیل‌گرایی

jingoistic rhetoric

زبان تاجرنما

jingoistic fervor

شور تاجرنما

jingoistic attitude

نگرش تاجرنما

jingoistic pride

غرور تاجرنما

jingoistic nationalism

نژادپرستی تاجرنما

jingoistic spirit

روحیه تاجرنما

jingoistic campaign

کمپین تاجرنما

jingoistic sentiment

احساسات تاجرنما

jingoistic policies

خط مشی های تاجرنما

جملات نمونه

his jingo attitude made discussions difficult.

حرف‌های ملی‌گرایانه او باعث دشوار شدن بحث‌ها شد.

jingoism can lead to conflicts between nations.

نژادپرستی می‌تواند منجر به درگیری بین کشورها شود.

she criticized the jingo rhetoric in the speech.

او به لحن ملی‌گرایانه در سخنرانی انتقاد کرد.

the jingo mindset often oversimplifies complex issues.

نگاه ملی‌گرایانه اغلب مسائل پیچیده را بیش از حد ساده می‌کند.

many people are tired of jingoistic propaganda.

بسیاری از مردم از تبلیغات ملی‌گرایانه خسته شده‌اند.

his jingo behavior alienated some of his friends.

رفتار ملی‌گرایانه او باعث بیگانگی برخی از دوستانش شد.

jingoistic sentiments can distort public opinion.

احساسات ملی‌گرایانه می‌توانند افکار عمومی را تحریف کنند.

she warned against the dangers of jingoism.

او در مورد خطرات نژادپرستی هشدار داد.

the jingo approach to foreign policy is controversial.

رویکرد ملی‌گرایانه به سیاست خارجی بحث‌برانگیز است.

jingoism often ignores the nuances of international relations.

نژادپرستی اغلب ظرافت‌های روابط بین‌الملل را نادیده می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید