jolliest

[ایالات متحده]/ˈdʒɒli/
[بریتانیا]/ˈdʒɑːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شاد؛ خوشحال؛ لذت‌بخش
adv. به‌طور فوق‌العاده
vt. قانع کردن کسی به انجام کاری با کلمات مهربان؛ خوشحال کردن کسی با کلمات مهربان
vi. شوخی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

jolly good

خوب و شاد

jolly holiday

تعطیلات شاد

jolly laughter

خنده های شاد

a jolly dog

یک سگ شاد

jolly roger

جولی راجر

جملات نمونه

that's a jolly good idea.

چه فکر خوبی!

had a jolly time.

خیلی خوش گذشت.

as jolly as a sandboy

به شادباشی یک پسر بچه

He will be jolly angry.

او خیلی عصبانی خواهد شد.

a jovial host.See Synonyms at jolly

میهماندار شاد. برای یافتن مترادف ها به jolly مراجعه کنید

the jolly festivity of the Last Night of the Proms.

جشن بزرگ و شاد شب آخر ارکسترال

he was a jolly man full of jokes.

او مردی شاد بود که پر از شوخی بود.

we had a very jolly time.

ما اوقات خیلی خوبی داشتیم.

A jolly crowd attended the reunion.

یک گروه شاد در دیدار مجدد شرکت کردند.

The boss will certainly be jolly angry.

رئیس قطعاً بسیار عصبانی خواهد بود.

spoke with blithe ignorance of the true situation.See Synonyms at jolly

با بی‌خیال و نادانی نسبت به وضعیت واقعی صحبت کرد. به مترادف‌ها در شادی مراجعه کنید

ideas to jolly up a winter's party.

ایده هایی برای شاد کردن یک مهمانی زمستانی.

he's offered me the job with a jolly good screw.

او این شغل را با یک پیچ خوب به من پیشنهاد داده است.

Once a jolly swagman camped by a billabong,

روزی یک گدا شاد کنار یک بیلابون کمپ داشت،

Once a jolly swagman camped beside a baillabong.

روزی یک گدا شاد کنار یک بیلابون کمپ داشت.

I jolly well told him what I thought of him.

من به او گفتم که چه فکر می کردم.

Your mother is a jolly, easy-going woman.

مادر شما یک زن شاد و بی فکر است.

that's a jolly long walk, if you don't mind my saying so.

این یک پیاده روی خیلی طولانی است، اگر ناراحت نیستی.

they were trying to jolly her out of her torpor.

آنها سعی کردند او را از حالت بی حالی اش بیرون بیاورند.

نمونه‌های واقعی

Well, at least someone got her jollies today.

خب، حداقل یکی امروز از این موضوع لذت برد.

منبع: The Good Place Season 2

Not if he gets his jollies to Jaws.

اگر او از این موضوع در دهان کوسه‌ها لذت ببرد.

منبع: Friends Season 9

" Jolly good, jolly good! " said Fudge heartily.

" خیلی خوب، خیلی خوب! " فج با خوشحالی گفت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Never had the crew seen so jolly and dexterous a fellow.

هیچ‌وقت خدمه چنین مرد شاد و ماهری ندیده بودند.

منبع: Around the World in Eighty Days

So overall she's a five, but she's very jolly, right?

بنابراین در کل نمره او پنج است، اما بسیار شاد است، درسته؟

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Said the jolly old pedagogue, long ago.

این را یک معلم پیر شاد، مدت‌ها پیش گفت.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

The holly jolly event featured a festive four-to-five- mile ride to benefit school safety programs.

این رویداد شاد و جشن‌دار شامل یک مسابقه چهار تا پنج مایلی برای حمایت از برنامه‌های ایمنی مدرسه بود.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Have a holly jolly Christmas and in case you didn't hear.

کریسمس شاد و جشن‌دار داشته باشید و در صورتی که نشنیدید.

منبع: Christmas singing singing singing

He's not even jolly, it's all political.

او اصلاً شاد نیست، همه آنجا سیاسی است.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

The speaker sounds jolly, all excited for me.

سخنرانی شاد به نظر می‌رسد، همه برای من هیجان‌زده هستند.

منبع: Stephen King on Writing

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید