joness

[ایالات متحده]/dʒəʊnz/
[بریتانیا]/dʒoʊnz/

ترجمه

n. همسایه‌ای پر زرق و برق با استاندارد زندگی و وضعیت اجتماعی بالاتر؛ شخصی در دایره‌های مد روز
slang. وسواس یا اعتیاد (به‌ویژه به هروئین)؛ اعتیاد به مواد مخدر؛ هروئین، مواد مخدر
phrase. داشتن (یا پیدا کردن) یک جونس؛ هم‌پا با جونس (یا جونس‌ها) رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

joness effect

اثر جانس

joness syndrome

سندرم جانس

joness family

خانواده جانس

joness theory

نظریه جانس

joness method

روش جانس

joness principle

اصل جانس

joness model

مدل جانس

joness approach

رویکرد جانس

joness case

موارد جانس

joness study

مطالعه جانس

جملات نمونه

he has a serious case of the joness for chocolate.

او یک مورد جدی از حسادت برای شکلات دارد.

she always gets the joness for travel during summer.

او همیشه برای سفر در تابستان حسرت دارد.

after a long week, i had the joness for a relaxing weekend.

بعد از یک هفته طولانی، من برای یک آخر هفته آرام حسرت داشتم.

he felt the joness for adventure after watching the movie.

او بعد از تماشای فیلم، حسرت ماجراجویی کرد.

she has the joness for new experiences and challenges.

او برای تجربیات و چالش های جدید حسرت دارد.

whenever he hears that song, he gets the joness for dancing.

هر زمان که او آن آهنگ را می شنود، برای رقص حسرت دارد.

they often have the joness for late-night snacks.

آنها اغلب برای میان وعده های دیروقت حسرت دارند.

she gets the joness for reading whenever she is stressed.

وقتی او مضطرب است، برای خواندن حسرت دارد.

he often feels the joness for a good workout.

او اغلب برای یک تمرین خوب حسرت دارد.

after the holidays, i always have the joness for family gatherings.

بعد از تعطیلات، من همیشه برای دورهمی های خانوادگی حسرت دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید