journeymen

[ایالات متحده]/ˈdʒɜːnɪmən/
[بریتانیا]/ˈdʒɜrnɪˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگرانی که دوره کارآموزی خود را به پایان رسانده و در حرفه خود ماهر هستند

عبارات و ترکیب‌ها

skilled journeymen

هنرمندان ماهر

journeymen workers

کارگران دوره دیده

journeymen craftsmen

صنعتگران دوره دیده

journeymen electricians

برقکاران دوره دیده

journeymen plumbers

لوله کشان دوره دیده

journeymen technicians

تکنسین های دوره دیده

journeymen builders

سازندگان دوره دیده

journeymen artists

هنرمندان دوره دیده

journeymen mechanics

مکانیک های دوره دیده

journeymen chefs

سرآشپزهای دوره دیده

جملات نمونه

journeymen often seek to improve their skills.

کارگران ماهر اغلب به دنبال بهبود مهارت‌های خود هستند.

many journeymen work in various trades.

بسیاری از کارگران ماهر در مشاغل مختلف کار می‌کنند.

journeymen are essential for the apprenticeship system.

کارگران ماهر برای سیستم کارآموزی ضروری هستند.

experienced journeymen can mentor new apprentices.

کارگران ماهر با تجربه می‌توانند به عنوان راهنما برای کارآموزان جدید عمل کنند.

journeymen often travel for work opportunities.

کارگران ماهر اغلب برای فرصت‌های شغلی سفر می‌کنند.

in many cultures, journeymen are respected members of society.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، کارگران ماهر اعضای محترمی از جامعه هستند.

journeymen may eventually become masters in their fields.

کارگران ماهر ممکن است در نهایت در زمینه‌های خود به استاد تبدیل شوند.

networking is important for journeymen to find jobs.

شبکه‌سازی برای یافتن شغل برای کارگران ماهر مهم است.

journeymen often participate in trade fairs.

کارگران ماهر اغلب در نمایشگاه‌های تجاری شرکت می‌کنند.

many journeymen take pride in their craftsmanship.

بسیاری از کارگران ماهر به مهارت خود افتخار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید