| جمع | jowls |
cheek by jowl
در کنار هم، بسیار نزدیک
they lived cheek by jowl in a one-room flat.
آنها در یک آپارتمان یک اتاقه، کنار به کنار زندگی میکردند.
his jowled and pitted face.
چهرهی او که گونههای آویز و سوراخدار داشت.
It was incongruous to see a thief sitting there cheek by jowl with the policeman.
دیدن دزد که کنار به کنار کنار پلیس نشسته بود، غیرمنطقی بود.
If he’d known that he was to find himself seated cheek by jowl with his old enemy he wouldn’t have attended the dinner.
اگر میدانست که در کنار هم در یک شام با دشمن قدیمیاش نشسته است، در آن شام شرکت نمیکرد.
His jowls quivered with anger.
گونههای او از خشم میلرزید.
The old man's jowls sagged with age.
گونههای مرد پیر با افزایش سن آویزان شده بودند.
The dog's jowls drooled as it waited for a treat.
گونههای سگ در حالی که منتظر خوراکی بود، آب میریخت.
She gently stroked the dog's soft jowls.
او به آرامی گونههای نرم سگ را نوازش کرد.
The boxer's jowls were muscular and powerful.
گونههای بوکسور قوی و قدرتمند بودند.
He wiped the soup off his jowls with a napkin.
او سوپ را از گونههایش با یک دستمال پاک کرد.
The comedian's jowls shook with laughter.
گونههای کمدین از خنده میلرزید.
She kissed him on the jowl as a sign of affection.
او به عنوان نشانه محبت او را در گونهاش بوسید.
The pig's jowls were fat and round.
گونههای خوک چاق و گرد بودند.
He rubbed his jowls thoughtfully while pondering the problem.
او در حالی که در مورد مشکل فکر میکرد، به فکر فرو رفت و گونههایش را مالید.
cheek by jowl
در کنار هم، بسیار نزدیک
they lived cheek by jowl in a one-room flat.
آنها در یک آپارتمان یک اتاقه، کنار به کنار زندگی میکردند.
his jowled and pitted face.
چهرهی او که گونههای آویز و سوراخدار داشت.
It was incongruous to see a thief sitting there cheek by jowl with the policeman.
دیدن دزد که کنار به کنار کنار پلیس نشسته بود، غیرمنطقی بود.
If he’d known that he was to find himself seated cheek by jowl with his old enemy he wouldn’t have attended the dinner.
اگر میدانست که در کنار هم در یک شام با دشمن قدیمیاش نشسته است، در آن شام شرکت نمیکرد.
His jowls quivered with anger.
گونههای او از خشم میلرزید.
The old man's jowls sagged with age.
گونههای مرد پیر با افزایش سن آویزان شده بودند.
The dog's jowls drooled as it waited for a treat.
گونههای سگ در حالی که منتظر خوراکی بود، آب میریخت.
She gently stroked the dog's soft jowls.
او به آرامی گونههای نرم سگ را نوازش کرد.
The boxer's jowls were muscular and powerful.
گونههای بوکسور قوی و قدرتمند بودند.
He wiped the soup off his jowls with a napkin.
او سوپ را از گونههایش با یک دستمال پاک کرد.
The comedian's jowls shook with laughter.
گونههای کمدین از خنده میلرزید.
She kissed him on the jowl as a sign of affection.
او به عنوان نشانه محبت او را در گونهاش بوسید.
The pig's jowls were fat and round.
گونههای خوک چاق و گرد بودند.
He rubbed his jowls thoughtfully while pondering the problem.
او در حالی که در مورد مشکل فکر میکرد، به فکر فرو رفت و گونههایش را مالید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید