cheek

[ایالات متحده]/tʃiːk/
[بریتانیا]/tʃiːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش گوشتی هر طرف صورت زیر چشم
vt. به طرز بی ادبانه یا بی احترامی عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rosy cheeks

گونه‌های گلگون

pinch someone's cheek

گوشه ها را فشار دادن

apple cheeks

گونه های سیب مانند

cheek by jowl

در کنار هم، بسیار نزدیک

cheek bone

استخوان گونه

جملات نمونه

he had the cheek to complain.

او چه جسارتی داشت که شکایت کند.

that's enough of your cheek!.

دیگه از این جسارت شما کافیه!

a fatherly peck on the cheek .

یک بوسه پدری روی گونه.

a tongue-in-cheek remark

یک اظهار نظر با لحنی شوخی.

Rosy cheeks are a symbol of good health.

گونه‌های گلگون نشانه‌ای از سلامتی خوب هستند.

The skin of her cheeks tautened.

پوست گونه‌هایش سفت شد.

cheeks that flamed with embarrassment.

گونه‌هایی که از خجالت سرخ شدند.

of all the blooming cheek!.

چه گونه گونه‌ای!

he had the cheek to make personal remarks.

او چه جسارتی داشت که حرف‌های شخصی بزند.

The bloke has cheek enough.

آن مرد به اندازه کافی پررو است.

A bumblebee stung me on the cheek.

یک زنبور عسل گونه من را گزید.

His cheeks were unlined.

گونه‌هایش خطی نداشتند.

they lived cheek by jowl in a one-room flat.

آنها در یک آپارتمان یک اتاقه، کنار به کنار زندگی می‌کردند.

The children's cheeks glowed from the cold.

گونه‌های بچه‌ها از سرما می‌درخشیدند.

her cheeks were flushed with excitement.

گونه‌هایش از هیجان سرخ شده بودند.

his cheeks glistened with tears.

گونه‌هایش با اشک‌ها می‌درخشیدند.

my cheeks are guttered with tears.

گونه‌هایم با اشک‌ها چاله چوله شده‌اند.

the hollow cheeks, the haunted eyes.

گونه‌های فرورفته، چشمان رها شده.

نمونه‌های واقعی

And she looked up, softly caressed his cheek, and smiled.

او نگاه کرد، به آرامی گونه او را نوازش کرد و لبخند زد.

منبع: A man named Ove decides to die.

Draco Malfoy didn't go red, but a pink tinge appeared in his pale cheeks.

دراکو مالفوی سرخ نشد، اما ته رنگ صورتی در گونه های رنگ پریده اش ظاهر شد.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

My girlfriend has rosy cheeks and blue eyes.

دوست دختر من گونه های صورتی و چشمان آبی دارد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

The tears were streaming frankly down his cheeks.

اشک ها به طور آشکار از گونه هایش سرازیر بودند.

منبع: The Call of the Wild

Only the rosy cheeks have faded.

فقط گونه های صورتی محو شده اند.

منبع: Selected Literary Poems

My father pressed his cheek to the other's brow.

پدرم گونه خود را به پیشانی دیگری فشار داد.

منبع: Education of Love

The little girl has rosy cheeks.

دختر کوچولو گونه های صورتی دارد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Can you make the tear roll down your cheek? Oh, oh!

می توانی اشک را از گونه ات پایین ببری؟ اوه، اوه!

منبع: Movie trailer screening room

Why should false painting imitate his cheek And steal dead seeing of his living hue?

چرا نقاشی های تقلبی باید گونه او را تقلید کنند و دیدن زنده رنگ او را بدزدند؟

منبع: The complete original version of the sonnet.

Look at him -- rosy cheeks, he's playing with his blocks.

به او نگاه کن - گونه های صورتی، او با بلوک هایش بازی می کند.

منبع: Modern Family - Season 05

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید