rosy cheeks
گونههای گلگون
pinch someone's cheek
گوشه ها را فشار دادن
apple cheeks
گونه های سیب مانند
cheek by jowl
در کنار هم، بسیار نزدیک
cheek bone
استخوان گونه
he had the cheek to complain.
او چه جسارتی داشت که شکایت کند.
that's enough of your cheek!.
دیگه از این جسارت شما کافیه!
a fatherly peck on the cheek .
یک بوسه پدری روی گونه.
a tongue-in-cheek remark
یک اظهار نظر با لحنی شوخی.
Rosy cheeks are a symbol of good health.
گونههای گلگون نشانهای از سلامتی خوب هستند.
The skin of her cheeks tautened.
پوست گونههایش سفت شد.
cheeks that flamed with embarrassment.
گونههایی که از خجالت سرخ شدند.
of all the blooming cheek!.
چه گونه گونهای!
he had the cheek to make personal remarks.
او چه جسارتی داشت که حرفهای شخصی بزند.
The bloke has cheek enough.
آن مرد به اندازه کافی پررو است.
A bumblebee stung me on the cheek.
یک زنبور عسل گونه من را گزید.
His cheeks were unlined.
گونههایش خطی نداشتند.
they lived cheek by jowl in a one-room flat.
آنها در یک آپارتمان یک اتاقه، کنار به کنار زندگی میکردند.
The children's cheeks glowed from the cold.
گونههای بچهها از سرما میدرخشیدند.
her cheeks were flushed with excitement.
گونههایش از هیجان سرخ شده بودند.
his cheeks glistened with tears.
گونههایش با اشکها میدرخشیدند.
my cheeks are guttered with tears.
گونههایم با اشکها چاله چوله شدهاند.
the hollow cheeks, the haunted eyes.
گونههای فرورفته، چشمان رها شده.
And she looked up, softly caressed his cheek, and smiled.
او نگاه کرد، به آرامی گونه او را نوازش کرد و لبخند زد.
منبع: A man named Ove decides to die.Draco Malfoy didn't go red, but a pink tinge appeared in his pale cheeks.
دراکو مالفوی سرخ نشد، اما ته رنگ صورتی در گونه های رنگ پریده اش ظاهر شد.
منبع: Harry Potter and the Sorcerer's StoneMy girlfriend has rosy cheeks and blue eyes.
دوست دختر من گونه های صورتی و چشمان آبی دارد.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500The tears were streaming frankly down his cheeks.
اشک ها به طور آشکار از گونه هایش سرازیر بودند.
منبع: The Call of the WildOnly the rosy cheeks have faded.
فقط گونه های صورتی محو شده اند.
منبع: Selected Literary PoemsMy father pressed his cheek to the other's brow.
پدرم گونه خود را به پیشانی دیگری فشار داد.
منبع: Education of LoveThe little girl has rosy cheeks.
دختر کوچولو گونه های صورتی دارد.
منبع: High-frequency vocabulary in daily lifeCan you make the tear roll down your cheek? Oh, oh!
می توانی اشک را از گونه ات پایین ببری؟ اوه، اوه!
منبع: Movie trailer screening roomWhy should false painting imitate his cheek And steal dead seeing of his living hue?
چرا نقاشی های تقلبی باید گونه او را تقلید کنند و دیدن زنده رنگ او را بدزدند؟
منبع: The complete original version of the sonnet.Look at him -- rosy cheeks, he's playing with his blocks.
به او نگاه کن - گونه های صورتی، او با بلوک هایش بازی می کند.
منبع: Modern Family - Season 05لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید