joyed

[ایالات متحده]/dʒɔɪd/
[بریتانیا]/dʒɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. احساس یا ابراز شادی کردن
vt. کسی را شاد کردن
vi. شادی را تجربه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overjoyed

بسیار خوشحال

joyed heart

قلب شاد

joyed spirit

روح شاد

joyed smile

لبخند شاد

joyed moment

لحظه شاد

joyed family

خانواده شاد

joyed occasion

مناسبت شاد

joyed news

خبرهای شاد

joyed gathering

گرد همی شاد

joyed experience

تجربه شاد

جملات نمونه

she joyed at the news of her promotion.

او از خبر ارتقای خود خوشحال شد.

we joyed together during the celebration.

ما در طول جشن با هم خوشحال بودیم.

he joyed in the success of his team.

او از موفقیت تیمش خوشحال شد.

the children joyed in playing at the park.

کودکان از بازی در پارک خوشحال بودند.

they joyed at the reunion of old friends.

آنها از دیدار مجدد دوستان قدیمی خوشحال شدند.

she joyed over the arrival of her baby.

او از تولد نوزادش خوشحال شد.

he joyed in sharing his achievements.

او از به اشتراک گذاشتن دستاوردهای خود خوشحال شد.

we joyed at the beautiful sunset.

ما از غروب خورشید زیبا خوشحال بودیم.

they joyed in the laughter of their friends.

آنها از خنده دوستانشان خوشحال بودند.

she joyed at the thought of a vacation.

او از فکر تعطیلات خوشحال شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید