junkets

[ایالات متحده]/ˈdʒʌŋkɪts/
[بریتانیا]/ˈdʒʌŋkɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفرهای عمومی تأمین مالی شده؛ دسر ژله‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

business junkets

سفر های تجاری

luxury junkets

سفر های لوکس

government junkets

سفر های دولتی

media junkets

سفر های رسانه ای

promotional junkets

سفر های تبلیغاتی

educational junkets

سفر های آموزشی

incentive junkets

سفر های انگیزشی

corporate junkets

سفر های شرکتی

charity junkets

سفر های خیریه

family junkets

سفر های خانوادگی

جملات نمونه

many politicians are criticized for taking junkets at taxpayers' expense.

بسیاری از سیاستمداران به دلیل رفتن در سفرهای تفریحی با هزینه مالیات‌دهندگان مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

corporate junkets can lead to unethical practices in business.

سفرهای تفریحی شرکتی می‌تواند منجر به رفتارهای غیراخلاقی در کسب‌وکار شود.

she enjoyed the luxury of junkets to exotic locations.

او از تجملات سفرهای تفریحی به مکان‌های عجیب و غریب لذت برد.

junkets are often seen as a waste of resources.

سفرهای تفریحی اغلب به عنوان اتلاف منابع تلقی می‌شوند.

he was invited on a junket to promote the new product.

او برای معرفی محصول جدید به یک سفر تفریحی دعوت شد.

critics argue that junkets should be banned in government.

منتقدان استدلال می‌کنند که سفرهای تفریحی باید در دولت ممنوع شوند.

the company organized a junket for its top clients.

شرکت یک سفر تفریحی برای بهترین مشتریان خود ترتیب داد.

junkets can create a culture of entitlement among employees.

سفرهای تفریحی می‌توانند فرهنگ استحقاق را در بین کارمندان ایجاد کنند.

they justified the junket as a necessary networking opportunity.

آنها سفر تفریحی را به عنوان فرصتی ضروری برای شبکه‌سازی توجیه کردند.

after the scandal, companies re-evaluated their junket policies.

پس از رسوایی، شرکت‌ها سیاست‌های سفر تفریحی خود را دوباره ارزیابی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید