trips

[ایالات متحده]/[trɪps]/
[بریتانیا]/[trɪps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سفر یا گردش، به خصوص برای تفریح؛ زمین خوردن یا افتادن؛ یک نقص یا عیب در یک ماشین یا سیستم.
v. سفر کردن؛ مسافرت کردن؛ زمین خوردن یا افتادن؛ باعث اختلال عملکرد یک ماشین یا سیستم شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

trips over

سفر می‌کند

business trips

سفر های کاری

trips up

اشکال پیدا می‌کند

family trips

سفر های خانوادگی

trips and falls

سفر و افتادن

short trips

سفر های کوتاه

tripped over

از روی چیزی افتاد

tripping hazard

خطر زمین خوردن

trips abroad

سفر به خارج از کشور

trips back

بازگشت

جملات نمونه

we planned several trips to europe last year.

ما سال گذشته چندین سفر به اروپا برنامه‌ریزی کردیم.

the children took exciting trips to the zoo.

کودکان سفرهای هیجان‌انگیزی به باغ وحش رفتند.

business trips can be tiring, but necessary.

سفرهای کاری می‌توانند خسته‌کننده باشند، اما ضروری.

she enjoys weekend trips to the countryside.

او از سفرهای آخر هفته به روستاها لذت می‌برد.

the school organized trips to historical sites.

مدرسه سفرهایی به مکان‌های تاریخی سازماندهی کرد.

we booked several trips online for our vacation.

ما چندین سفر را به صورت آنلاین برای تعطیلات خود رزرو کردیم.

he often takes solo trips to explore new places.

او اغلب به تنهایی سفر می‌کند تا مکان‌های جدید را کشف کند.

the family made several memorable trips together.

خانواده چندین سفر به یاد ماندنی را با هم داشتند.

they cancelled their ski trips due to the weather.

آنها به دلیل شرایط آب و هوایی سفرهای اسکی خود را لغو کردند.

the museum offers guided trips for visitors.

موزه سفرهای راهنما برای بازدیدکنندگان ارائه می‌دهد.

we are saving money for future trips abroad.

ما برای سفرهای آینده به خارج از کشور در حال پس‌انداز پول هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید