junks

[ایالات متحده]/dʒʌŋks/
[بریتانیا]/dʒʌŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زباله‌ها; زباله (جمع junk); نوعی کشتی بادبانی چینی; زباله‌ها; چیزهای دور ریخته شده (جمع junk); نوعی کشتی بادبانی چینی
v. دور ریختن; رها کردن (شخص سوم مفرد junk)

عبارات و ترکیب‌ها

junk food

غذاهای ناسالم

junk mail

پست‌های ناخواسته

junk drawer

کشو آشغال

junk bond

اوراق قرضه با رتبه پایین

junk science

علم غیرموثق

junk car

ماشین آشغاله

junk shop

فروشگاه اجناس دست دوم

junkyard dog

سگ سگ‌باز

junket trip

سفر تفریحی

junk culture

فرهنگ آشغال

جملات نمونه

he collects all kinds of junks from the street.

او انواع مختلف اشیاء دست دوم را از خیابان جمع آوری می‌کند.

don't throw away those junks; they can be recycled.

آن اشیاء دست دوم را دور نریزید؛ آنها قابل بازیافت هستند.

she turned her junks into beautiful art pieces.

او اشیاء دست دوم خود را به آثار هنری زیبا تبدیل کرد.

there’s a lot of junks in the garage that need to be cleaned out.

خیلی اشیاء دست دوم در گاراژ وجود دارد که نیاز به تمیز کردن دارند.

they sell junks at the flea market every weekend.

آنها آخر هفته‌ها در بازار دست دوم فروشی اشیاء دست دوم می‌فروشند.

we need to sort through the junks before moving.

ما باید قبل از نقل مکان، اشیاء دست دوم را مرتب کنیم.

he has a talent for finding valuable junks.

او استعداد پیدا کردن اشیاء دست دوم با ارزش را دارد.

junks can sometimes hold sentimental value.

اشیاء دست دوم گاهی اوقات می‌توانند ارزش احساسی داشته باشند.

she enjoys upcycling junks into functional items.

او از بازیافت اشیاء دست دوم به وسایل کاربردی لذت می‌برد.

they organized a community cleanup to collect junks.

آنها یک نظافت عمومی را برای جمع آوری اشیاء دست دوم سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید