juvenilizes behavior
کودکانه کردن رفتار
juvenilizes culture
کودکانه کردن فرهنگ
juvenilizes language
کودکانه کردن زبان
juvenilizes society
کودکانه کردن جامعه
juvenilizes identity
کودکانه کردن هویت
juvenilizes trends
کودکانه کردن روندها
juvenilizes attitudes
کودکانه کردن نگرشها
juvenilizes perspectives
کودکانه کردن دیدگاهها
juvenilizes interests
کودکانه کردن علایق
juvenilizes experiences
کودکانه کردن تجربیات
the media often juvenilizes the issues faced by young people.
رسانه ها اغلب مسائل جوانان را ساده می کنند.
his behavior juvenilizes the serious nature of the discussion.
رفتار او ماهیت جدی بحث را کم اهمیت می کند.
critics argue that the film juvenilizes historical events.
منتقدان استدلال می کنند که فیلم وقایع تاریخی را ساده می کند.
her writing style juvenilizes the narrative, making it less impactful.
سبک نوشتاری او روایت را ساده می کند و آن را کمتر تاثیرگذار می سازد.
they believe that social media juvenilizes adult conversations.
آنها معتقدند که رسانه های اجتماعی مکالمات بزرگسالان را ساده می کند.
the campaign juvenilizes the importance of voting among teenagers.
کمپین اهمیت رای دادن در بین نوجوانان را کم اهمیت می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید