| جمع | kakemonoes |
kakemono art
هنر کاکه مونو
kakemono display
نمایش کاکه مونو
kakemono painting
نقاشی کاکه مونو
kakemono scroll
نسخه کاکه مونو
kakemono style
سبک کاکه مونو
kakemono design
طراحی کاکه مونو
kakemono frame
قاب کاکه مونو
kakemono exhibition
نمایشگاه کاکه مونو
kakemono technique
تکنیک کاکه مونو
kakemono tradition
آداب و رسوم کاکه مونو
he hung a beautiful kakemono in his living room.
او یک کاکه مونهوی زیبا را در اتاق نشیمن خود آویزان کرد.
the kakemono features a stunning landscape painting.
کاکه مونهوی دارای یک نقاشی چشم نواز از مناظر طبیعی است.
she collects traditional kakemono from various artists.
او کاکه مونهوی های سنتی را از هنرمندان مختلف جمع آوری می کند.
the museum has an exhibition of ancient kakemono.
موزه یک نمایشگاه از کاکه مونهوی های باستانی دارد.
he admired the intricate details of the kakemono.
او به جزئیات پیچیده کاکه مونهوی علاقه مند بود.
they decided to display the kakemono during the festival.
آنها تصمیم گرفتند کاکه مونهوی را در طول جشنواره به نمایش بگذارند.
the kakemono was a gift from her grandmother.
کاکه مونهوی هدیه مادربزرگش بود.
he learned how to properly care for his kakemono.
او یاد گرفت که چگونه به درستی از کاکه مونهوی خود مراقبت کند.
each kakemono tells a unique story through its art.
هر کاکه مونهوی داستانی منحصر به فرد را از طریق هنر خود بیان می کند.
she often visits galleries to find new kakemono.
او اغلب از گالری ها بازدید می کند تا کاکه مونهوی های جدیدی پیدا کند.
kakemono art
هنر کاکه مونو
kakemono display
نمایش کاکه مونو
kakemono painting
نقاشی کاکه مونو
kakemono scroll
نسخه کاکه مونو
kakemono style
سبک کاکه مونو
kakemono design
طراحی کاکه مونو
kakemono frame
قاب کاکه مونو
kakemono exhibition
نمایشگاه کاکه مونو
kakemono technique
تکنیک کاکه مونو
kakemono tradition
آداب و رسوم کاکه مونو
he hung a beautiful kakemono in his living room.
او یک کاکه مونهوی زیبا را در اتاق نشیمن خود آویزان کرد.
the kakemono features a stunning landscape painting.
کاکه مونهوی دارای یک نقاشی چشم نواز از مناظر طبیعی است.
she collects traditional kakemono from various artists.
او کاکه مونهوی های سنتی را از هنرمندان مختلف جمع آوری می کند.
the museum has an exhibition of ancient kakemono.
موزه یک نمایشگاه از کاکه مونهوی های باستانی دارد.
he admired the intricate details of the kakemono.
او به جزئیات پیچیده کاکه مونهوی علاقه مند بود.
they decided to display the kakemono during the festival.
آنها تصمیم گرفتند کاکه مونهوی را در طول جشنواره به نمایش بگذارند.
the kakemono was a gift from her grandmother.
کاکه مونهوی هدیه مادربزرگش بود.
he learned how to properly care for his kakemono.
او یاد گرفت که چگونه به درستی از کاکه مونهوی خود مراقبت کند.
each kakemono tells a unique story through its art.
هر کاکه مونهوی داستانی منحصر به فرد را از طریق هنر خود بیان می کند.
she often visits galleries to find new kakemono.
او اغلب از گالری ها بازدید می کند تا کاکه مونهوی های جدیدی پیدا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید