kakemono

[ایالات متحده]/kɑːkəˈməʊnəʊ/
[بریتانیا]/kɑːkəˈmoʊnoʊ/

ترجمه

n. (آویزان) طومار برای نمایش خوشنویسی یا نقاشی؛ طومار خوشنویسی یا تصویری ژاپنی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

kakemono art

هنر کاکه مونو

kakemono display

نمایش کاکه مونو

kakemono painting

نقاشی کاکه مونو

kakemono scroll

نسخه کاکه مونو

kakemono style

سبک کاکه مونو

kakemono design

طراحی کاکه مونو

kakemono frame

قاب کاکه مونو

kakemono exhibition

نمایشگاه کاکه مونو

kakemono technique

تکنیک کاکه مونو

kakemono tradition

آداب و رسوم کاکه مونو

جملات نمونه

he hung a beautiful kakemono in his living room.

او یک کاکه مونهوی زیبا را در اتاق نشیمن خود آویزان کرد.

the kakemono features a stunning landscape painting.

کاکه مونهوی دارای یک نقاشی چشم نواز از مناظر طبیعی است.

she collects traditional kakemono from various artists.

او کاکه مونهوی های سنتی را از هنرمندان مختلف جمع آوری می کند.

the museum has an exhibition of ancient kakemono.

موزه یک نمایشگاه از کاکه مونهوی های باستانی دارد.

he admired the intricate details of the kakemono.

او به جزئیات پیچیده کاکه مونهوی علاقه مند بود.

they decided to display the kakemono during the festival.

آنها تصمیم گرفتند کاکه مونهوی را در طول جشنواره به نمایش بگذارند.

the kakemono was a gift from her grandmother.

کاکه مونهوی هدیه مادربزرگش بود.

he learned how to properly care for his kakemono.

او یاد گرفت که چگونه به درستی از کاکه مونهوی خود مراقبت کند.

each kakemono tells a unique story through its art.

هر کاکه مونهوی داستانی منحصر به فرد را از طریق هنر خود بیان می کند.

she often visits galleries to find new kakemono.

او اغلب از گالری ها بازدید می کند تا کاکه مونهوی های جدیدی پیدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید