karian

[ایالات متحده]/ˈkɛəriən/
[بریتانیا]/ˈkær.i.ən/

ترجمه

n. مربوط به یا ویژگی کاریان، یک مکان در روسیه؛ ساکن یا سکونت‌گاه کاریان، روسیه
شکل‌های واژه
جمعkarians

عبارات و ترکیب‌ها

karian beliefs

اعیان باورها

karian philosophy

اعیان فلسفه

karian principles

اعیان اصول

karian movement

اعیان جنبش

karian ideology

اعیان ایدئولوژی

being karian

بودن یک اعیان

karian teachings

اعیان آموزه‌ها

karian worldview

اعیان دیدگاه جهانی

the karian way

راه اعیان

karian doctrine

اعیان دین

جملات نمونه

kari adalah makanan favorit keluarga kami

کری غذای محبوب خانواده ما است

saya memesan kari ayam di restoran itu

من یک کری گوشت مرغ را در آن رستوران سفارش دادم

aroma kari ini sangat menggugah selera

بوی این کری بسیار شیفته کننده است

bubur kari cocok dimakan saat cuaca hujan

کری گرم در هنگام باران مناسب است

ibu sedang memasak kari sapi untuk makan malam

مادر در حال پخت کری گوشت گوسفید برای شام است

kari ikan memiliki cita rasa yang unik

کری ماهی گوشتی منحصر به فرد دارد

saya suka kari yang pedas dan berbumbu kuat

من دوست دارم کری‌های تند و پر ادویه را بخورم

kari udang ini kuahnya kental dan creamy

این کری کفیش چرب و غلیظ است

restoran ini menyajikan kari autentik dari india

این رستوران کری اصیل از هند را ارائه می‌دهد

saya belajar memasak kari dari kakek saya

من از دادگاه من چگونگی پخت کری را یاد گرفتم

kari tempe adalah hidangan khas indonesia

کری چاپلی یک غذای ویژه اندونزی است

resep kari tradisional ini sudah turun-temurun

این دستور پخت کری سنتی از نسل به نسل منتقل شده است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید