karst

[ایالات متحده]/kɑːst/
[بریتانیا]/kɑrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی چشم‌انداز که با تشکیل‌های سنگ آهک، از جمله غارها و چاله‌های زمین، مشخص می‌شود؛ منطقه‌ای با توپوگرافی کارستی.

عبارات و ترکیب‌ها

karst landscape

منظره کارستی

karst formation

تشکیل کارست

karst cave

غار کارستی

karst region

منطقه کارستی

karst topography

توپوگرافی کارستی

karst aquifer

آبخوان کارستی

karst system

سیستم کارستی

karst features

ویژگی‌های کارستی

karst geology

زمین‌شناسی کارستی

karst water

آب کارستی

جملات نمونه

the karst landscape is breathtaking.

مناظر کارست نفس‌گرفت‌ه‌کننده است.

we explored the karst caves during our trip.

ما غارهای کارست را در طول سفر خود کاوش کردیم.

karst formations are common in limestone regions.

تشکیلاتی کارست در مناطق آهکی رایج هستند.

the karst topography creates unique ecosystems.

توپوگرافی کارست اکوسیستم‌های منحصر به فردی ایجاد می‌کند.

many tourists visit the karst mountains each year.

سالانه بسیاری از گردشگران از کوه‌های کارست بازدید می‌کنند.

karst features include sinkholes and limestone cliffs.

ویژگی‌های کارست شامل گودال‌ها و صخره‌های آهکی است.

scientists study karst regions to understand geology.

دانشمندان مناطق کارست را برای درک زمین‌شناسی مطالعه می‌کنند.

karst landscapes are often rich in biodiversity.

مناظر کارست اغلب از نظر تنوع زیستی غنی هستند.

we took photographs of the stunning karst scenery.

ما عکس‌هایی از مناظر زیبای کارست گرفتیم.

karst water systems are vital for local communities.

سیستم‌های آب کارست برای جوامع محلی حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید