keepings

[ایالات متحده]/ˈkiːpɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkiːpɪŋz/

ترجمه

n. عمل نگه‌داشتن یا حفظ چیزی
v. شکل حال استمراری keep، به معنای نگه‌داشتن یا حفظ

عبارات و ترکیب‌ها

keepings to

چسبندگی به

keepings up

حفظ

keepings safe

حفظ ایمنی

keepings track

پیگیری

keepings close

نزدیکی

keepings quiet

حفظ سکوت

keepings clean

حفظ نظافت

keepings warm

حفظ گرما

keepings cool

حفظ خنکی

keepings together

حفظ اتحاد

جملات نمونه

she has a knack for keeping things organized.

او استعداد خاصی در حفظ نظم و ترتیب دارد.

he is known for his keepings of rare stamps.

او به داشتن و نگهداری تمبرهای کمیاب معروف است.

keeping the environment clean is everyone's responsibility.

حفظ محیط زیست پاک مسئولیت همه است.

they have strict keepings on their financial records.

آنها قوانین سختگیرانه ای در مورد سوابق مالی خود دارند.

her keepings of family traditions are admirable.

حفظ سنت های خانوادگی او قابل تحسین است.

he focuses on keepings that enhance productivity.

او بر نگهداری هایی تمرکز می کند که بهره وری را افزایش می دهد.

keeping up with technology is essential for businesses.

به روز بودن با فناوری برای مشاغل ضروری است.

she has a collection of keepings from her travels.

او مجموعه‌ای از سوغاتی‌ها از سفرهای خود دارد.

his keepings of memories are captured in photographs.

خاطرات او در عکس ها ثبت می شوند.

they are committed to the keepings of their cultural heritage.

آنها متعهد به حفظ میراث فرهنگی خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید