effects

[ایالات متحده]/[ɪˈfekts]/
[بریتانیا]/[ɪˈfekts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن تأثیری برجسته یا قابل توجه
n. نتایج یا عواقب؛ عناصر بصری یا شنیداری ویژه مورد استفاده در یک فیلم یا نمایش
v. تولید نتیجه یا عواقب کردن؛ ایجاد یک تأثیر یا احساس

عبارات و ترکیب‌ها

side effects

Persian_translation

negative effects

Persian_translation

special effects

Persian_translation

effects of

Persian_translation

unforeseen effects

Persian_translation

long-term effects

Persian_translation

adverse effects

Persian_translation

effects on

Persian_translation

ripple effects

Persian_translation

visual effects

Persian_translation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید