keloid

[ایالات متحده]/ˈkiːlɔɪd/
[بریتانیا]/ˈkiːlɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی زخم برجسته که زمانی رخ می‌دهد که بدن بعد از یک آسیب بهبود می‌یابد.
Word Forms
جمعkeloids

عبارات و ترکیب‌ها

keloid scar

اسکار کیلوئیدی

keloid treatment

درمان کیلوئید

keloid removal

برداشتن کیلوئید

keloid formation

تشکیل کیلوئید

keloid excision

اکسیزیون کیلوئید

keloid injection

تزریق کیلوئید

keloid patch

پانسمان کیلوئیدی

keloid risk

خطر کیلوئید

keloid symptoms

علائم کیلوئید

keloid care

مراقبت از کیلوئید

جملات نمونه

she developed a keloid after her surgery.

او بعد از جراحی خود یک کیلویید ایجاد کرد.

keloids can be itchy and uncomfortable.

کیلوییدها می توانند خارش آور و ناراحت کننده باشند.

some people are more prone to keloid formation.

برخی از افراد بیشتر مستعد تشکیل کیلویید هستند.

treatment options for keloids include corticosteroid injections.

گزینه های درمانی برای کیلوییدها شامل تزریق کورتیکواستروئید است.

she had a keloid removed from her ear.

او یک کیلویید از گوش خود برداشت.

keloids can occur after minor injuries.

کیلوییدها می توانند پس از آسیب های جزئی رخ دهند.

he was worried about the keloid on his chest.

او نگران کیلویید روی سینه‌اش بود.

some keloids may fade over time.

برخی از کیلوییدها ممکن است با گذشت زمان محو شوند.

she used silicone sheets to help reduce her keloid.

او از ورقه‌های سیلیکونی برای کمک به کاهش کیلویید خود استفاده کرد.

consult a dermatologist for keloid treatment options.

برای گزینه های درمانی کیلویید با یک متخصص پوست مشورت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید