scar

[ایالات متحده]/skɑː(r)/
[بریتانیا]/skɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه‌ای که بر روی پوست یا درون بافت بدن باقی مانده است که زخم، سوختگی یا زخم به طور کامل بهبود نیافته است؛ زخم عاطفی یا روانی
vt. بر روی (چیزی) نشانه‌ای به شکل زخم باقی گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

healed scar

اسکار ترمیم شده

old scar

اسکار قدیمی

deep scar

اسکار عمیق

emotional scar

اسکار عاطفی

scar tissue

بافت اسکار

جملات نمونه

bore a scar on the left arm.

او یک جای زخم روی بازوی چپ خود داشت.

he's scared of the dark.

او از تاریکی می‌ترسد.

his scar is somewhat off-putting.

جراحت او کمی آزاردهنده است.

Max could see scars of the blast.

ماکس می‌توانست جای زخم‌های انفجار را ببیند.

scaring folk from their slumbers.

ترساندن مردم از خوابشان.

she was scared stiff.

او بسیار ترسیده بود.

I was scared witless.

من از ترس عقل خود را از دست دادم.

She was scared out of wits.

او از ترس عقلش را از دست داد.

The horse scares easily .

اسب به راحتی می‌ترسد.

He was scared stiff.

او بسیار ترسیده بود.

delicate skin that scars easily.

پوست نازکی که به راحتی جای زخم می‌کند.

a child who scares easily.

کلاغی که به راحتی می‌ترسد.

scared out of my wits.

از ترس عقل خود را از دست دادم.

I was scared of the big dog.

من از سگ بزرگ می‌ترسیدم.

I'm scared to fly in an airplane.

من می‌ترسم در هواپیما پرواز کنم.

The tragedy left a scar on her mind.

این فاجعه جای زخم روحی در ذهن او بر جای گذاشت.

He was horribly scared now.

او اکنون به طرز وحشتناکی ترسیده بود.

I am scared that the plane might crash.

من می‌ترسم که هواپیما ممکن است سقوط کند.

His severity scared the children away.

شدت او کودکان را فراری داد.

we all scared real easy in those days.

در آن روزها همه ما خیلی راحت می‌ترسیدیم.

نمونه‌های واقعی

And does the surgery cause unsightly scarring?

جراحی باعث ایجاد جای زخم‌های ناخوشایند می‌شود؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

That tussle does not seem to have left lasting scars.

به نظر نمی‌رسد آن درگیری باعث ایجاد جای زخم‌های دائمی شده باشد.

منبع: The Economist (Summary)

What did Jason Momoa get a scar?

جیسون موموآ چه جوری جای زخمی گرفته؟

منبع: Connection Magazine

Yes, sir, I still have the scars.

بله قربان، هنوز هم جای زخم دارم.

منبع: Prosecution witness

He has a deep scar on his face.

او یک جای زخم عمیق روی صورتش دارد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

That's where you got your scar? Aye.

همان جایی است که جای زخمت را گرفتی؟ آره.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

This condition could permanently scar and impair your lungs.

این وضعیت می‌تواند باعث ایجاد جای زخم دائمی و آسیب به ریه‌های شما شود.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

But I'll bet you've got some scars.

ولی شرط می‌بندم که شما هم جای زخم دارید.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Later, Sofiane showed me his scars.

بعداً، صفیان جای زخم‌هایش را به من نشان داد.

منبع: The Guardian (Article Version)

The man looks terrible, he has many scars on his cheeks.

آن مرد خیلی بد به نظر می‌رسد، او جای زخم‌های زیادی روی گونه‌هایش دارد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید