ketonuric

[ایالات متحده]/ˌkiːtəˈnjʊərɪk/
[بریتانیا]/ˌkiːtəˈnʊrɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده توسط کتونوری؛ دارای بدن‌های کتونی در ادرار

جملات نمونه

the patient tested ketonuric after following a strict ketogenic diet.

بیمار پس از دنبال کردن یک رژیم کتوژنیک سخت، کتونوریک آزمایش شد.

ketonuric symptoms often include frequent urination and thirst.

симptom‌های کتونوریک اغلب شامل ادرار زیاد و خشکی گردن است.

regular monitoring is essential for ketonuric patients.

بررسی منظم برای بیماران کتونوریک ضروری است.

the doctor diagnosed the child as ketonuric.

پزشک کودک را کتونوریک تشخیص داد.

ketonuric conditions can lead to diabetic ketoacidosis if untreated.

شرایط کتونوریک می‌تواند در صورت عدم درمان به اسیدوز کتونی دیابتی منجر شود.

some athletes become ketonuric during intense training.

برخی ورزشکاران در دوره‌های تمرین شدید کتونوریک می‌شوند.

the lab results confirmed the patient was ketonuric.

نتایج آزمایشگاهی تأیید کرد که بیمار کتونوریک بود.

ketonuric episodes may occur in type 1 diabetes.

تکرارهای کتونوریک ممکن است در دیابت نوع یک رخ دهد.

early detection of ketonuric states prevents complications.

تشخیص زودهنگام حالت‌های کتونوریک پیچیدگی‌ها را جلوگیری می‌کند.

ketonuric testing is common in diabetic patients.

آزمایش کتونوریک در بیماران دیابتی رایج است.

the newborn was found to be ketonuric shortly after birth.

نوزاد کوتاهی پس از تولد کتونوریک یافت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید