dipstick

[ایالات متحده]/'dɪpstɪk/
[بریتانیا]/'dɪpstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانگر سطح روغن; نشاندهنده سطح روغن
Word Forms
جمعdipsticks

عبارات و ترکیب‌ها

engine oil dipstick

میله نشانگر سطح روغن

replace dipstick

تعویض میله نشانگر

جملات نمونه

The clinical implication of positive urine dipstick test could be hematuria, hemoglobinuria or myoglobinuria.

پیامد بالینی آزمایش چسباندنی ادرار مثبت می‌تواند خون‌ریزی در ادرار، هموگلوبینوری یا میوگلوبینوری باشد.

check the oil level with a dipstick

سطح روغن را با استفاده از یک چوب‌انداز بررسی کنید.

the mechanic used a dipstick to measure the coolant level

مکانیک از یک چوب‌انداز برای اندازه گیری سطح خنک کننده استفاده کرد.

make sure the dipstick is clean before checking the oil

مطمئن شوید که قبل از بررسی سطح روغن، چوب‌انداز تمیز باشد.

the dipstick indicates the transmission fluid level

چوب‌انداز سطح روغن انتقال را نشان می‌دهد.

always follow the manufacturer's instructions when using a dipstick

همیشه هنگام استفاده از یک چوب‌انداز، دستورالعمل‌های سازنده را دنبال کنید.

the dipstick is a useful tool for checking fluid levels

چوب‌انداز ابزاری مفید برای بررسی سطح مایعات است.

the dipstick should be inserted all the way in before checking

قبل از بررسی، چوب‌انداز باید کاملاً وارد شود.

the dipstick is designed to measure the amount of fuel in the tank

چوب‌انداز برای اندازه گیری میزان سوخت در مخزن طراحی شده است.

do not overfill the engine oil beyond the dipstick's maximum mark

روغن موتور را فراتر از حداکثر نشانه چوب‌انداز پر نکنید.

the dipstick is a simple but essential tool for vehicle maintenance

چوب‌انداز ابزاری ساده اما ضروری برای نگهداری خودرو است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید