keyboarder

[ایالات متحده]/ˈkiːbɔːdə/
[بریتانیا]/ˈkiːbɔːrdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که کیبورد را کار می‌کند؛ یک متخصص ورودی کیبورد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

keyboarder skills

مهارت‌های صفحه کلید

keyboarder position

موقعیت صفحه کلید

keyboarder training

آموزش صفحه کلید

keyboarder performance

عملکرد صفحه کلید

keyboarder experience

تجربه صفحه کلید

keyboarder duties

وظایف صفحه کلید

keyboarder tools

ابزارهای صفحه کلید

keyboarder techniques

تکنیک‌های صفحه کلید

keyboarder interview

مصاحبه صفحه کلید

keyboarder feedback

بازخورد صفحه کلید

جملات نمونه

the keyboarder played beautifully during the concert.

بازنوازی‌کننده در طول کنسرت به زیبایی نواخت.

as a keyboarder, she can create amazing melodies.

همانطور که یک بازنوازی‌کننده است، او می‌تواند ملودی‌های شگفت‌انگیزی خلق کند.

the keyboarder joined the band last year.

بازنوازی‌کننده سال گذشته به گروه پیوست.

he is not just a keyboarder; he also sings.

او فقط یک بازنوازی‌کننده نیست؛ او هم آواز می‌خواند.

the keyboarder is responsible for the harmony in the song.

بازنوازی‌کننده مسئول هارمونی در آهنگ است.

she practices daily to improve her skills as a keyboarder.

او روزانه تمرین می‌کند تا مهارت‌های خود را به عنوان یک بازنوازی‌کننده بهبود بخشد.

the keyboarder introduced a new sound to the group.

بازنوازی‌کننده یک صدای جدید به گروه معرفی کرد.

many famous keyboarders started their careers in local bands.

بسیاری از بازنوازی‌کنندگان مشهور، دوران حرفه‌ای خود را در گروه‌های محلی آغاز کردند.

the keyboarder used a synthesizer for the performance.

بازنوازی‌کننده برای اجرا از یک سینتی‌سایزر استفاده کرد.

during practice, the keyboarder experimented with different styles.

در طول تمرین، بازنوازی‌کننده با سبک‌های مختلف آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید