| جمع | keyboarders |
keyboarder skills
مهارتهای صفحه کلید
keyboarder position
موقعیت صفحه کلید
keyboarder training
آموزش صفحه کلید
keyboarder performance
عملکرد صفحه کلید
keyboarder experience
تجربه صفحه کلید
keyboarder duties
وظایف صفحه کلید
keyboarder tools
ابزارهای صفحه کلید
keyboarder techniques
تکنیکهای صفحه کلید
keyboarder interview
مصاحبه صفحه کلید
keyboarder feedback
بازخورد صفحه کلید
the keyboarder played beautifully during the concert.
بازنوازیکننده در طول کنسرت به زیبایی نواخت.
as a keyboarder, she can create amazing melodies.
همانطور که یک بازنوازیکننده است، او میتواند ملودیهای شگفتانگیزی خلق کند.
the keyboarder joined the band last year.
بازنوازیکننده سال گذشته به گروه پیوست.
he is not just a keyboarder; he also sings.
او فقط یک بازنوازیکننده نیست؛ او هم آواز میخواند.
the keyboarder is responsible for the harmony in the song.
بازنوازیکننده مسئول هارمونی در آهنگ است.
she practices daily to improve her skills as a keyboarder.
او روزانه تمرین میکند تا مهارتهای خود را به عنوان یک بازنوازیکننده بهبود بخشد.
the keyboarder introduced a new sound to the group.
بازنوازیکننده یک صدای جدید به گروه معرفی کرد.
many famous keyboarders started their careers in local bands.
بسیاری از بازنوازیکنندگان مشهور، دوران حرفهای خود را در گروههای محلی آغاز کردند.
the keyboarder used a synthesizer for the performance.
بازنوازیکننده برای اجرا از یک سینتیسایزر استفاده کرد.
during practice, the keyboarder experimented with different styles.
در طول تمرین، بازنوازیکننده با سبکهای مختلف آزمایش کرد.
keyboarder skills
مهارتهای صفحه کلید
keyboarder position
موقعیت صفحه کلید
keyboarder training
آموزش صفحه کلید
keyboarder performance
عملکرد صفحه کلید
keyboarder experience
تجربه صفحه کلید
keyboarder duties
وظایف صفحه کلید
keyboarder tools
ابزارهای صفحه کلید
keyboarder techniques
تکنیکهای صفحه کلید
keyboarder interview
مصاحبه صفحه کلید
keyboarder feedback
بازخورد صفحه کلید
the keyboarder played beautifully during the concert.
بازنوازیکننده در طول کنسرت به زیبایی نواخت.
as a keyboarder, she can create amazing melodies.
همانطور که یک بازنوازیکننده است، او میتواند ملودیهای شگفتانگیزی خلق کند.
the keyboarder joined the band last year.
بازنوازیکننده سال گذشته به گروه پیوست.
he is not just a keyboarder; he also sings.
او فقط یک بازنوازیکننده نیست؛ او هم آواز میخواند.
the keyboarder is responsible for the harmony in the song.
بازنوازیکننده مسئول هارمونی در آهنگ است.
she practices daily to improve her skills as a keyboarder.
او روزانه تمرین میکند تا مهارتهای خود را به عنوان یک بازنوازیکننده بهبود بخشد.
the keyboarder introduced a new sound to the group.
بازنوازیکننده یک صدای جدید به گروه معرفی کرد.
many famous keyboarders started their careers in local bands.
بسیاری از بازنوازیکنندگان مشهور، دوران حرفهای خود را در گروههای محلی آغاز کردند.
the keyboarder used a synthesizer for the performance.
بازنوازیکننده برای اجرا از یک سینتیسایزر استفاده کرد.
during practice, the keyboarder experimented with different styles.
در طول تمرین، بازنوازیکننده با سبکهای مختلف آزمایش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید