operator

[ایالات متحده]/ˈɒpəreɪtə(r)/
[بریتانیا]/ˈɑːpəreɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اپراتور; تلفنچی; کارشناس; مدیر

عبارات و ترکیب‌ها

phone operator

اپراتور تلفن

computer operator

اپراتور کامپیوتر

control operator

اپراتور کنترل

telephone operator

اپراتور تلفن

network operator

اپراتور شبکه

human operator

اپراتور انسانی

machine operator

اپراتور ماشین

tour operator

اپراتور تور

operator overloading

باریابی عملگر

linear operator

عملگر خطی

projection operator

عملگر تصویر

differential operator

عملگر دیفرانسیل

boolean operator

عملگر بولی

operator station

ایستگاه اپراتور

switchboard operator

اپراتور بورد تلفن

integral operator

عملگر انتگرال

operator site

محل اپراتور

assignment operator

عملگر تخصیص

terminal operator

اپراتور پایانه

train operator

اپراتور قطار

logical operator

عملگر منطقی

operator precedence

اولویت عملگر

جملات نمونه

an excellent deal from a tour operator .

یک معامله عالی از یک اپراتور تور.

The operator put me through on the office line.

اپراتور من را به خط دفتر متصل کرد.

The telephone operator connected us.

اپراتور تلفن ما را به هم متصل کرد.

The telephone operator cut us off.

اپراتور تلفن ما را قطع کرد.

The operator told the caller that the line is busy.

اپراتور به تماس‌گیرنده گفت که خط شلوغ است.

operators which do not commute with each other.

اپراتورهایی که با یکدیگر رفت و آمد نمی‌کنند.

the operators are to be congratulated for the excellent service that they now provide.

باید اپراتورها را به خاطر خدمات عالی که ارائه می‌دهند، تبریک گفت.

the crane operator's clear view reduces the potential for accidents.

دید واضح اپراتور جرثقیل خطر بروز حوادث را کاهش می‌دهد.

the plant's operators decided to shut down the reactor.

اپراتورهای نیروگاه تصمیم گرفتند راکتور را خاموش کنند.

The operator answered the phone with a perfunctory greeting.

اپراتور با خوشامدگویی معمول به تلفن پاسخ داد.

It also shows trackage and operators for Canada and Mexico.

همچنین نشان می دهد ریل و اپراتورها برای کانادا و مکزیک.

The radio operator was still sending when the ship went down.

اپراتور رادیو هنوز در حال ارسال بود که کشتی غرق شد.

Operator, I want to make a long distance call.

اپراتور، من می خواهم یک تماس تلفنی راه دور انجام دهم.

An operator wearing earphone was sitting in the telephone exchange.

یک اپراتور با هدفون در مرکز تلفن نشسته بود.

A device to watch the operator who watches the machine.If the operator is either inattentive or napping, the alertor sounds an alarm.

دستگاهی برای نظارت بر اپراتوری که بر دستگاه نظارت می‌کند. اگر اپراتور بی‌توجه یا در حال چرت باشد، هشدار دهنده زنگ هشدار را به صدا در می‌آورد.

It also includes current operator, traffic, signaling, trackage rights, previous operators and passenger use.

همچنین شامل اپراتور فعلی، ترافیک، سیگنالینگ، حقوق ریل، اپراتورهای قبلی و استفاده مسافران است.

Make sure you don't mistake the boolean AND operator, &&(double ampersand) for the bitwise AND operator &(single ampersand). They are entirely different beasts.

مطمئن شوید که عملگر AND بولی، && (دوحرفی) را با عملگر AND بیتی & (حرفی) اشتباه نگیرید. آنها کاملاً متفاوت هستند.

the tower operators clocked a gust at 185 mph.

اپراتورهای برج وزش باد را با سرعت 185 مایل در ساعت ثبت کردند.

نمونه‌های واقعی

The Supreme Leader is a very shrewd operator.

رهبر عالیقدر یک فرد بسیار زیرک است.

منبع: VOA Standard November 2013 Collection

It had better be important, she told the operator.

بهتر است مهم باشد، به اپراتور گفت.

منبع: Steve Jobs Biography

After, the frightened passengers found the tour operator and complained.

بعد از آن، مسافران مضطرب، اپراتور تور را پیدا کردند و شکایت کردند.

منبع: 120 sentences

This is subway train operator 4827.

این قطار مترو با شماره 4827 است.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

In this question, " is" has a special status called an operator.

در این سوال، " is" یک وضعیت خاص به نام اپراتور دارد.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

I'm a machine operator and we deal with heavy equipment.

من یک اپراتور ماشین هستم و ما با تجهیزات سنگین سروکار داریم.

منبع: VOA Standard English_Europe

And we're not going to be setting up a lone operator.

و ما قصد نداریم یک اپراتور تنها را راه اندازی کنیم.

منبع: BEC Higher Listening Past Papers (Volume 3)

We're sorry, but all our operators are busy at the moment.

متاسفیم، اما همه اپراتورهای ما در حال حاضر مشغول هستند.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

And there's no operator aboard to receiver your call to slow down.

و هیچ اپراتوری در آنجا نیست که تماس شما را برای کاهش سرعت دریافت کند.

منبع: CNN 10 Student English February 2018 Collection

He said it had arrested employees of the bridge's operator, Oreva Group.

او گفت که کارمندان اپراتور پل، گروه اوروا را دستگیر کرده است.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید