keystrokes

[ایالات متحده]/ˈkiːstrəʊks/
[بریتانیا]/ˈkiːstroʊks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فشار دادن کلیدها بر روی یک صفحه کلید

عبارات و ترکیب‌ها

record keystrokes

ضبط ضربه های کلید

keystrokes logged

کلیدها ثبت شدند

keystrokes captured

کلیدها ضبط شدند

keystrokes detected

تشخیص ضربه های کلید

keystrokes typed

کلیدها تایپ شدند

keystrokes analysis

تجزیه و تحلیل ضربه های کلید

keystrokes monitoring

نظارت بر ضربه های کلید

keystrokes speed

سرعت ضربه های کلید

keystrokes sensitivity

حساسیت ضربه های کلید

جملات نمونه

each keystroke counts when typing a long document.

هر ضربه کلید در هنگام تایپ یک سند طولانی مهم است.

he recorded every keystroke for analysis.

او هر ضربه کلید را برای تجزیه و تحلیل ثبت کرد.

her keystrokes were quick and precise.

ضربات کلید او سریع و دقیق بودند.

too many keystrokes can lead to errors.

ضربات کلید زیاد می تواند منجر به خطا شود.

he adjusted the keyboard to reduce keystroke noise.

او صفحه کلید را برای کاهش صدای ضربه کلید تنظیم کرد.

learning to type efficiently can minimize keystrokes.

یادگیری تایپ کارآمد می تواند ضربات کلید را به حداقل برساند.

every keystroke is logged for security purposes.

هر ضربه کلید برای اهداف امنیتی ثبت می شود.

she felt a sense of satisfaction with each keystroke.

او با هر ضربه کلید احساس رضایت کرد.

his keystrokes were monitored during the session.

ضربات کلید او در طول جلسه رصد می شد.

reducing unnecessary keystrokes can improve productivity.

کاهش ضربات کلید غیر ضروری می تواند بهره وری را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید