khalifas

[ایالات متحده]/kəˈliːfə/
[بریتانیا]/kəˈliːfə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (امام) رهبر اسلامی یک دولت که قدرت دینی و سیاسی را ترکیب می‌کند؛ عنوانی برای یک خلیفه

عبارات و ترکیب‌ها

khalifa tower

برج خلیفه

khalifa city

شهر خلیفه

khalifa stadium

استادیوم خلیفه

khalifa park

پارک خلیفه

khalifa mosque

مسجد خلیفه

khalifa university

دانشگاه خلیفه

khalifa foundation

بنیاد خلیفه

khalifa group

گروه خلیفه

khalifa project

پروژه خلیفه

khalifa initiative

ابتکار خلیفه

جملات نمونه

khalifa is known for his philanthropic efforts.

خلیفه به خاطر تلاش‌های خیریه‌اش شناخته می‌شود.

the khalifa tower is an iconic landmark in dubai.

برج خلیفه یک نقطه عطف نمادین در دبی است.

many tourists visit the khalifa tower each year.

هر سال بسیاری از گردشگران از برج خلیفه بازدید می‌کنند.

khalifa's music resonates with fans around the world.

موسیقی خلیفه با طرفداران در سراسر جهان همخوانی دارد.

the khalifa family has a rich history in the region.

خانواده خلیفه دارای تاریخچه غنی در این منطقه است.

his latest album features collaborations with khalifa.

آخرین آلبوم او شامل همکاری‌هایی با خلیفه است.

khalifa's influence can be seen in modern music.

می‌توان تأثیر خلیفه را در موسیقی مدرن دید.

the khalifa brand is recognized for its quality.

برند خلیفه به دلیل کیفیت خود شناخته شده است.

khalifa's concerts attract large audiences.

کنسرت‌های خلیفه مخاطبان زیادی را جذب می‌کنند.

people often discuss khalifa's impact on the industry.

مردم اغلب در مورد تأثیر خلیفه بر صنعت صحبت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید