| جمع | kibes |
kibe boot
بوت کیبه
kibe repair
تعمیر کیبه
kibe treatment
درمان کیبه
kibe issue
مشکل کیبه
kibe formation
تشکیل کیبه
kibe condition
وضعیت کیبه
kibe prevention
جلوگیری از کیبه
kibe symptoms
علائم کیبه
kibe analysis
تجزیه و تحلیل کیبه
kibe solution
راه حل کیبه
she decided to kibe her old shoes instead of buying new ones.
او تصمیم گرفت به جای خریدن جدید، کفشهای قدیمی خود را ترمیم کند.
he always kibes his clothes to save money.
او همیشه برای صرفهجویی در هزینه لباسهایش را ترمیم میکند.
they kibe their furniture to make it last longer.
آنها مبلمان خود را ترمیم میکنند تا عمر آن طولانیتر شود.
she learned to kibe her broken toys to keep them usable.
او یاد گرفت اسباببازیهای شکسته خود را ترمیم کند تا قابل استفاده باشند.
he prefers to kibe rather than throw things away.
او ترجیح میدهد به جای دور انداختن وسایل، آنها را ترمیم کند.
we should kibe our old electronics instead of discarding them.
ما باید وسایل الکترونیکی قدیمی خود را ترمیم کنیم به جای دور انداختن آنها.
she kibes her garden tools to keep them in good condition.
او ابزارهای باغبانی خود را ترمیم میکند تا در شرایط خوبی باشند.
he is known to kibe his bicycle to ensure it runs smoothly.
او به ترمیم دوچرخه خود برای اطمینان از عملکرد روان آن معروف است.
they often kibe their appliances instead of replacing them.
آنها اغلب به جای تعویض وسایل خود را ترمیم میکنند.
she kibes her books to prevent them from falling apart.
او کتابهای خود را ترمیم میکند تا از جدا شدن آنها جلوگیری کند.
kibe boot
بوت کیبه
kibe repair
تعمیر کیبه
kibe treatment
درمان کیبه
kibe issue
مشکل کیبه
kibe formation
تشکیل کیبه
kibe condition
وضعیت کیبه
kibe prevention
جلوگیری از کیبه
kibe symptoms
علائم کیبه
kibe analysis
تجزیه و تحلیل کیبه
kibe solution
راه حل کیبه
she decided to kibe her old shoes instead of buying new ones.
او تصمیم گرفت به جای خریدن جدید، کفشهای قدیمی خود را ترمیم کند.
he always kibes his clothes to save money.
او همیشه برای صرفهجویی در هزینه لباسهایش را ترمیم میکند.
they kibe their furniture to make it last longer.
آنها مبلمان خود را ترمیم میکنند تا عمر آن طولانیتر شود.
she learned to kibe her broken toys to keep them usable.
او یاد گرفت اسباببازیهای شکسته خود را ترمیم کند تا قابل استفاده باشند.
he prefers to kibe rather than throw things away.
او ترجیح میدهد به جای دور انداختن وسایل، آنها را ترمیم کند.
we should kibe our old electronics instead of discarding them.
ما باید وسایل الکترونیکی قدیمی خود را ترمیم کنیم به جای دور انداختن آنها.
she kibes her garden tools to keep them in good condition.
او ابزارهای باغبانی خود را ترمیم میکند تا در شرایط خوبی باشند.
he is known to kibe his bicycle to ensure it runs smoothly.
او به ترمیم دوچرخه خود برای اطمینان از عملکرد روان آن معروف است.
they often kibe their appliances instead of replacing them.
آنها اغلب به جای تعویض وسایل خود را ترمیم میکنند.
she kibes her books to prevent them from falling apart.
او کتابهای خود را ترمیم میکند تا از جدا شدن آنها جلوگیری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید