kidskin

[ایالات متحده]/ˈkɪdskɪn/
[بریتانیا]/ˈkɪdskɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی چرم ساخته شده از پوست بزهای جوان
Word Forms
جمعkidskins

عبارات و ترکیب‌ها

kidskin leather

چرم پوست بزغاله

kidskin gloves

دستکش پوست بزغاله

kidskin coat

پالتوی پوست بزغاله

kidskin jacket

ژاکت پوست بزغاله

kidskin purse

کیف پوست بزغاله

kidskin shoes

کفش پوست بزغاله

kidskin bag

کیف پوست بزغاله

kidskin upholstery

روکش پوست بزغاله

kidskin fabric

پارچه پوست بزغاله

kidskin wallet

کیف پول پوست بزغاله

جملات نمونه

the kidskin leather is incredibly soft and durable.

چرم kidskin فوق العاده نرم و بادوام است.

she chose a beautiful kidskin jacket for the winter.

او یک ژاکت kidskin زیبا برای زمستان انتخاب کرد.

kidskin gloves are perfect for keeping your hands warm.

دستکش kidskin برای گرم نگه داشتن دست‌هایتان عالی است.

he admired the craftsmanship of the kidskin handbag.

او از هنر ساخت کیف دستی kidskin تحسین کرد.

kidskin is often used in high-end fashion items.

از kidskin اغلب در اقلام مد لوکس استفاده می شود.

the kidskin upholstery added a touch of luxury to the room.

روکش kidskin کمی از تجمل را به اتاق اضافه کرد.

she prefers kidskin shoes for their comfort and style.

او ترجیح می دهد کفش های kidskin را به دلیل راحتی و سبکشان.

kidskin is a popular choice for leather accessories.

kidskin یک انتخاب محبوب برای لوازم جانبی چرمی است.

he was impressed by the smooth texture of the kidskin.

او تحت تأثیر بافت صاف kidskin قرار گرفت.

many designers favor kidskin for its luxurious feel.

طراحان زیادی kidskin را به دلیل حس لوکس آن ترجیح می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید