kilim

[ایالات متحده]/ˈkɪlɪm/
[بریتانیا]/ˈkɪlɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرش یا قالی بافته شده تخت، که به طور معمول در ترکیه، قفقاز و مناطق اطراف تولید می‌شود، بدون پرز و قابل استفاده از دو طرف
Word Forms
جمعkilims

عبارات و ترکیب‌ها

kilim rug

فرش کیلیم

kilim design

طراحی کیلیم

kilim pattern

الگوی کیلیم

kilim pillow

بالش کیلیم

kilim wall hanging

آویز دیواری کیلیم

kilim throw

پتو کیلیم

kilim tapestry

گوبتن کیلیم

kilim textile

منسوجات کیلیم

kilim collection

کلکسیون کیلیم

kilim art

هنر کیلیم

جملات نمونه

the kilim on the floor adds a touch of elegance to the room.

گلیم روی زمین، فضایی باوقار و زیبا به اتاق می‌بخشد.

she bought a beautiful kilim from the local market.

او یک گلیم زیبا از بازار محلی خرید.

kilim patterns often reflect the culture of the region.

طرح‌های گلیم اغلب بازتابی از فرهنگ منطقه هستند.

they decided to use a kilim as a wall hanging.

آنها تصمیم گرفتند از یک گلیم به عنوان آویز دیواری استفاده کنند.

the vibrant colors of the kilim brighten up the space.

رنگ‌های زنده گلیم فضا را روشن می‌کنند.

he learned how to weave a traditional kilim.

او یاد گرفت چگونه یک گلیم سنتی ببافد.

kilim rugs are known for their durability and unique designs.

گلیم‌ها به دلیل دوام و طرح‌های منحصر به فردشان مشهور هستند.

she collects kilim pieces from different countries.

او قطعات گلیم را از کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌کند.

the kilim in the living room is a family heirloom.

گلیم در اتاق نشیمن یک ارثیه خانوادگی است.

using a kilim can enhance the aesthetic of any interior.

استفاده از گلیم می‌تواند زیبایی‌شناسی هر فضای داخلی را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید