kinesthesia

[ایالات متحده]/ˌkɪn.ɪsˈθiː.zi.ə/
[بریتانیا]/ˌkɪn.ɪsˈθiː.ʒə/

ترجمه

n. حس حرکت عضلات؛ ادراک موقعیت و حرکت بدن

عبارات و ترکیب‌ها

kinesthesia awareness

آگاهی حرکتی

kinesthesia feedback

بازخورد حرکتی

kinesthesia perception

درک حرکتی

kinesthesia training

آموزش حرکتی

kinesthesia exercises

تمرینات حرکتی

kinesthesia sense

حس حرکتی

kinesthesia skills

مهارت‌های حرکتی

kinesthesia movement

حرکت

kinesthesia response

پاسخ حرکتی

kinesthesia therapy

درمان حرکتی

جملات نمونه

kinesthesia plays a crucial role in sports performance.

حس عمقی نقش مهمی در عملکرد ورزشی ایفا می‌کند.

she used her kinesthesia to improve her dance technique.

او از حس عمقی خود برای بهبود تکنیک رقصش استفاده کرد.

understanding kinesthesia can enhance physical therapy practices.

درک از حس عمقی می‌تواند به بهبود روش‌های فیزیوتراپی کمک کند.

kinesthesia allows us to perceive our body's position in space.

حس عمقی به ما امکان می‌دهد موقعیت بدن خود را در فضا درک کنیم.

training kinesthesia is essential for athletes.

آموزش حس عمقی برای ورزشکاران ضروری است.

kinesthesia can help with balance and coordination.

حس عمقی می‌تواند به حفظ تعادل و هماهنگی کمک کند.

children develop kinesthesia as they learn to move.

کودکان با یادگیری حرکت، حس عمقی را توسعه می‌دهند.

research on kinesthesia can lead to better rehabilitation techniques.

تحقیقات در مورد حس عمقی می‌تواند منجر به تکنیک‌های توانبخشی بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید