smoked kippers
ماهی کیلکا دودی
kippers on toast
کیلکا روی تست
kippers for breakfast
کیلکا برای صبحانه
kippers and eggs
کیلکا و تخم مرغ
kippers with butter
کیلکا با کره
kippers in brine
کیلکا در آب نمک
kippers and chips
کیلکا و سیب زمینی سرخ کرده
kippers for lunch
کیلکا برای ناهار
kippers recipe
دستور تهیه کیلکا
kippers platter
سینی کیلکا
for breakfast, i often enjoy kippers with toast.
من اغلب ماهی کیلکا با تست را برای صبحانه میل میکنم.
kippers are a traditional dish in british cuisine.
ماهی کیلکا یک غذای سنتی در آشپزی بریتانیایی است.
my grandmother used to make kippers every sunday morning.
مادربزرگم هر یکشنبه صبح ماهی کیلکا درست میکرد.
he bought some kippers from the fishmonger.
او ماهی کیلکا را از ماهیفروشی خرید.
we enjoyed kippers while camping by the seaside.
ما در حالی که کنار ساحل کمپ میکردیم از خوردن ماهی کیلکا لذت بردیم.
kippers can be smoked or pickled for added flavor.
میتوان ماهی کیلکا را دود کرد یا برای طعم بیشتر ترشی کرد.
she served kippers with a side of scrambled eggs.
او ماهی کیلکا را با یک سینی تخم مرغ همزده سرو کرد.
the recipe calls for kippers, potatoes, and onions.
دستور غذا شامل ماهی کیلکا، سیب زمینی و پیاز است.
many people enjoy kippers as a hearty snack.
بسیاری از مردم از خوردن ماهی کیلکا به عنوان یک میان وعده مقوی لذت میبرند.
he reminisced about the kippers his mother used to make.
او با حسرت به یاد ماهی کیلکایی که مادرش درست میکرد افتاد.
smoked kippers
ماهی کیلکا دودی
kippers on toast
کیلکا روی تست
kippers for breakfast
کیلکا برای صبحانه
kippers and eggs
کیلکا و تخم مرغ
kippers with butter
کیلکا با کره
kippers in brine
کیلکا در آب نمک
kippers and chips
کیلکا و سیب زمینی سرخ کرده
kippers for lunch
کیلکا برای ناهار
kippers recipe
دستور تهیه کیلکا
kippers platter
سینی کیلکا
for breakfast, i often enjoy kippers with toast.
من اغلب ماهی کیلکا با تست را برای صبحانه میل میکنم.
kippers are a traditional dish in british cuisine.
ماهی کیلکا یک غذای سنتی در آشپزی بریتانیایی است.
my grandmother used to make kippers every sunday morning.
مادربزرگم هر یکشنبه صبح ماهی کیلکا درست میکرد.
he bought some kippers from the fishmonger.
او ماهی کیلکا را از ماهیفروشی خرید.
we enjoyed kippers while camping by the seaside.
ما در حالی که کنار ساحل کمپ میکردیم از خوردن ماهی کیلکا لذت بردیم.
kippers can be smoked or pickled for added flavor.
میتوان ماهی کیلکا را دود کرد یا برای طعم بیشتر ترشی کرد.
she served kippers with a side of scrambled eggs.
او ماهی کیلکا را با یک سینی تخم مرغ همزده سرو کرد.
the recipe calls for kippers, potatoes, and onions.
دستور غذا شامل ماهی کیلکا، سیب زمینی و پیاز است.
many people enjoy kippers as a hearty snack.
بسیاری از مردم از خوردن ماهی کیلکا به عنوان یک میان وعده مقوی لذت میبرند.
he reminisced about the kippers his mother used to make.
او با حسرت به یاد ماهی کیلکایی که مادرش درست میکرد افتاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید