herring

[ایالات متحده]/'herɪŋ/
[بریتانیا]/'hɛrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساردین

عبارات و ترکیب‌ها

pickled herring

سرخ‌موش‌داده

smoked herring

سرخ‌موش‌دود شده

herring salad

سالاد ماهی

herring fillet

فیله ماهی

herring sandwich

ساندویچ ماهی

red herring

سرخ‌ماهی

جملات نمونه

Smoked herring is a local delicacy.

ماهی هِرینگ دودی یک غذای محلی خوشمزه است.

a herring gull perched on the rails for most of the crossing.

چلغون Herring برای بیشتر مدت زمان عبور روی ریل‌ها نشسته بود.

The young of some kinds of herring are canned as sardines.

جوانان برخی از انواع هِرینگ به عنوان ساردین کنسرو می شوند.

Davy had finished ravelling out his herring net.

دیوی کار باز کردن تور ماهی هِرینگ خود را تمام کرده بود.

Product Description: Dry food formula made with Oatmeal, Rye, Menhaden Herring and Potatoes.

توضیحات محصول: غذای خشک فرموله شده با جو دوسر، چاودار، ماهی هِرینگ منادن و سیب زمینی.

Fish especially rich in thiaminase are herring, capelin, suckers, smelts and various carp species, a total of some 50 species, most of which live in fresh water.

ماهی‌هایی که به ویژه حاوی تیازیناز هستند، ماهی‌های هِرینگ، کپلین، ساکرز، اسمولت و گونه‌های مختلف کارپ، در مجموع حدود 50 گونه، بیشتر آنها در آب شیرین زندگی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید