carry kitbags
حمل کیفکها
pack kitbags
بستهبندی کیفکها
buy kitbags
خریدن کیفکها
store kitbags
ذخیره کردن کیفکها
organize kitbags
مرتبسازی کیفکها
design kitbags
طراحی کیفکها
use kitbags
استفاده از کیفکها
choose kitbags
انتخاب کیفکها
repair kitbags
تعمیر کیفکها
sell kitbags
فروش کیفکها
we packed our kitbags for the weekend trip.
ما کیتبگهایمان را برای سفر آخر هفته بستیم.
the soldiers carried their kitbags into the barracks.
سربازان کیتبگهای خود را به بارکها حمل کردند.
she always keeps her kitbags organized for easy access.
او همیشه کیتبگهای خود را به گونهای مرتب نگه میدارد که دسترسی آسان باشد.
we need to buy new kitbags for the hiking trip.
ما باید کیتبگهای جدید برای سفر پیادهروی بخریم.
he found his old kitbags in the attic.
او کیتبگهای قدیمی خود را در زیرزمین پیدا کرد.
they filled their kitbags with snacks and drinks.
آنها کیتبگهای خود را با تنقلات و نوشیدنی پر کردند.
she carried her kitbags with pride during the competition.
او با افتخار کیتبگهای خود را در طول مسابقه حمل کرد.
the kitbags were left behind after the event.
کیتبگها بعد از رویداد رها شدند.
each participant received a set of kitbags at registration.
هر شرکتکننده در هنگام ثبتنام یک مجموعه کیتبگ دریافت کرد.
he customized his kitbags with patches and badges.
او کیتبگهای خود را با وصلهها و نشانها سفارشی کرد.
carry kitbags
حمل کیفکها
pack kitbags
بستهبندی کیفکها
buy kitbags
خریدن کیفکها
store kitbags
ذخیره کردن کیفکها
organize kitbags
مرتبسازی کیفکها
design kitbags
طراحی کیفکها
use kitbags
استفاده از کیفکها
choose kitbags
انتخاب کیفکها
repair kitbags
تعمیر کیفکها
sell kitbags
فروش کیفکها
we packed our kitbags for the weekend trip.
ما کیتبگهایمان را برای سفر آخر هفته بستیم.
the soldiers carried their kitbags into the barracks.
سربازان کیتبگهای خود را به بارکها حمل کردند.
she always keeps her kitbags organized for easy access.
او همیشه کیتبگهای خود را به گونهای مرتب نگه میدارد که دسترسی آسان باشد.
we need to buy new kitbags for the hiking trip.
ما باید کیتبگهای جدید برای سفر پیادهروی بخریم.
he found his old kitbags in the attic.
او کیتبگهای قدیمی خود را در زیرزمین پیدا کرد.
they filled their kitbags with snacks and drinks.
آنها کیتبگهای خود را با تنقلات و نوشیدنی پر کردند.
she carried her kitbags with pride during the competition.
او با افتخار کیتبگهای خود را در طول مسابقه حمل کرد.
the kitbags were left behind after the event.
کیتبگها بعد از رویداد رها شدند.
each participant received a set of kitbags at registration.
هر شرکتکننده در هنگام ثبتنام یک مجموعه کیتبگ دریافت کرد.
he customized his kitbags with patches and badges.
او کیتبگهای خود را با وصلهها و نشانها سفارشی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید