kitbags

[ایالات متحده]/ˈkɪtbæɡz/
[بریتانیا]/ˈkɪtˌbæɡz/

ترجمه

n. کیسه‌های مجهز

عبارات و ترکیب‌ها

carry kitbags

حمل کیفک‌ها

pack kitbags

بسته‌بندی کیفک‌ها

buy kitbags

خریدن کیفک‌ها

store kitbags

ذخیره کردن کیفک‌ها

organize kitbags

مرتب‌سازی کیفک‌ها

design kitbags

طراحی کیفک‌ها

use kitbags

استفاده از کیفک‌ها

choose kitbags

انتخاب کیفک‌ها

repair kitbags

تعمیر کیفک‌ها

sell kitbags

فروش کیفک‌ها

جملات نمونه

we packed our kitbags for the weekend trip.

ما کیتبگ‌هایمان را برای سفر آخر هفته بستیم.

the soldiers carried their kitbags into the barracks.

سربازان کیتبگ‌های خود را به بارک‌ها حمل کردند.

she always keeps her kitbags organized for easy access.

او همیشه کیتبگ‌های خود را به گونه‌ای مرتب نگه می‌دارد که دسترسی آسان باشد.

we need to buy new kitbags for the hiking trip.

ما باید کیتبگ‌های جدید برای سفر پیاده‌روی بخریم.

he found his old kitbags in the attic.

او کیتبگ‌های قدیمی خود را در زیرزمین پیدا کرد.

they filled their kitbags with snacks and drinks.

آنها کیتبگ‌های خود را با تنقلات و نوشیدنی پر کردند.

she carried her kitbags with pride during the competition.

او با افتخار کیتبگ‌های خود را در طول مسابقه حمل کرد.

the kitbags were left behind after the event.

کیتبگ‌ها بعد از رویداد رها شدند.

each participant received a set of kitbags at registration.

هر شرکت‌کننده در هنگام ثبت‌نام یک مجموعه کیتبگ دریافت کرد.

he customized his kitbags with patches and badges.

او کیتبگ‌های خود را با وصله‌ها و نشان‌ها سفارشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید