kittened

[ایالات متحده]/ˈkɪt(ə)nd/
[بریتانیا]/ˈkɪt(ə)nd/

ترجمه

v. زمان گذشته و مفعول گذشته kitten

عبارات و ترکیب‌ها

kittened joy

شادى بازیگوش

kittened heart

قلب بازیگوش

kittened play

بازی بازیگوش

kittened love

عشق بازیگوش

kittened spirit

روح بازیگوش

kittened laughter

خنده بازیگوش

kittened adventure

ماجراجویی بازیگوش

kittened dreams

رویاهای بازیگوش

kittened wonder

شگفتی بازیگوش

kittened moments

لحظات بازیگوش

جملات نمونه

the cat kittened in the cozy corner of the room.

گربه در گوشه دنج اتاق به دنیا آمد.

she was thrilled when her cat kittened unexpectedly.

وقتی گربه به طور غیرمنتظره به دنیا آمد، او بسیار هیجان‌زده شد.

after the cat kittened, she took care of her little ones.

بعد از به دنیا آمدن گربه، او از بچه‌هایش مراقبت کرد.

the shelter was filled with joy when the stray cat kittened.

وقتی گربه ولگرد به دنیا آمد، پناهگاه پر از شادی شد.

they decided to keep one of the kittens after the cat kittened.

بعد از به دنیا آمدن گربه، آنها تصمیم گرفتند یکی از بچه گربه‌ها را نگه دارند.

the mother cat was protective after she kittened.

بعد از به دنیا آوردنش، گربه مادر از بچه‌ها محافظت می‌کرد.

it was a surprise when she found out her cat had kittened.

وقتی فهمید گربه به دنیا آورده، برایش یک غافلگیری بود.

once the cat kittened, she prepared a warm bed for them.

وقتی گربه به دنیا آمد، او یک تخت گرم برای آنها آماده کرد.

he watched in amazement as the cat kittened for the first time.

او با حیرت به تماشه‌ی به دنیا آمدن گربه برای اولین بار نشست.

the family was excited to see the kittens once the cat kittened.

وقتی گربه به دنیا آمد، خانواده برای دیدن بچه گربه‌ها هیجان‌زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید