kivus

[ایالات متحده]/ˈkiːvuː/
[بریتانیا]/ˈkiːvuː/

ترجمه

n. دریاچه‌ای که در مرز جمهوری دموکراتیک کنگو و رواندا واقع شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

kivu coffee

قهوه کیوو

visit kivu

بازدید از کیوو

kivu region

منطقه کیوو

near kivu

نزدیک کیوو

kivu conflict

درگیری کیوو

kivu lake

دریاچه کیوو

exploring kivu

کاوش در کیوو

kivu crisis

بحران کیوو

in kivu

در کیوو

kivu people

مردم کیوو

جملات نمونه

we enjoyed a scenic boat tour on lake kivu.

ما از یک گشت دریایی دیدنی در دریاچه کیوو لذت بردیم.

the region around kivu is known for its coffee production.

منطقه اطراف کیوو به دلیل تولید قهوه شناخته شده است.

several islands dot the surface of lake kivu.

جزایر متعددی سطح دریاچه کیوو را زینت بخشند.

the kivu coastline offers stunning views and relaxation.

خط ساحلی کیوو مناظر خیره کننده و آرامش را ارائه می دهد.

we stayed in a lakeside hotel overlooking kivu.

ما در یک هتل کنار دریاچه با چشم انداز کیوو اقامت کردیم.

the kivu coffee beans are highly sought after by roasters.

دانه‌های قهوه کیوو به شدت مورد تقاضای رسته‌گران است.

the volcanic activity around kivu poses some challenges.

فعالیت‌های آتشفشانی در اطراف کیوو چالش‌هایی را به همراه دارد.

we hiked to a viewpoint overlooking lake kivu.

ما به یک نقطه دید با چشم انداز دریاچه کیوو پیاده‌روی کردیم.

the local communities depend on lake kivu for their livelihoods.

جامعه محلی برای کسب درآمد خود به دریاچه کیوو متکی است.

kivu's unique ecosystem supports diverse wildlife.

زیستگاه منحصر به فرد کیوو از حیات وحش متنوع پشتیبانی می کند.

we sampled delicious fish freshly caught from lake kivu.

ما ماهی‌های خوشمزه که به تازگی از دریاچه کیوو صید شده بودند را امتحان کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید