volcano

[ایالات متحده]/vɒlˈkeɪnəʊ/
[بریتانیا]/vɑːlˈkeɪnoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آتشفشان

عبارات و ترکیب‌ها

active volcano

آتشفشان فعال

dormant volcano

آتشفشان خامنه

extinct volcano

آتشفشان منقرض

جملات نمونه

The volcano is in eruption.

آتشفشان در حال فوران است.

the volcano's ashen breath.

نفس خاکستری آتشفشان

The eruption of a volcano is spontaneous.

آتشفشان یک فوران ناگهانی از یک آتشفشان است.

an extinct volcano).

یک آتشفشان منقرض).

The volcano spewed molten lava.

آتشفشان گدازه‌های مذاب را فوران کرد.

A volcano belches smoke and ashes.

آتشفشانی دود و خاکستر فوران می‌کند.

The volcano disgorges lava.

آتشفشان گدازه تخلیه می‌کند.

a volcano spewing out lava

یک آتشفشان که گدازه خارج می‌کند

a volcano that vomited lava and ash.

یک آتشفشانی که گدازه و خاکستر فوران می‌کرد.

The volcano unexpectedly blew up early in the morning.

آتشفشان بطور غیرمنتظره ای زود صبح منفجر شد.

Volcanoes and geysers erupt.

آتشفشان‌ها و چشمه‌های گدازه‌ای فوران می‌کنند.

lava spewing out from a volcano

گدازه‌ای که از یک آتشفشان فوران می‌کرد

The volcano was spurting out rivers of molten lava.

آتشفشان در حال فوران جریان‌های مذاب بود.

the chain of volcanoes which girdles the Pacific.

زنجیره آتشفشان هایی که اقیانوس آرام را در بر گرفته است.

volcanoes spouted ash and lava.

آتشفشان ها خاکستر و گدازه می زدند.

The volcano mudpack was popular previously,and it can cure the skin diseases.

چسبند خاکی آتشفشانی قبلاً محبوب بود و می‌تواند بیماری‌های پوستی را درمان کند.

The erupting volcano was an awe-inspiring sight.

فوران آتشفشان، صحنه ای الهام بخش بود.

The extinct volcano’s eruption would mean a cataclysm for the city.

فوران آتشفشان منقرض شده به معنای یک فاجعه برای شهر خواهد بود.

The volcano erupted after years of dormancy.

آتشفشان پس از سال ها خاموشی فوران کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید