kiwis

[ایالات متحده]/ˈkiːwiːz/
[بریتانیا]/ˈkiːwiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه کیوی؛ یک پرنده بدون پر بومی نیوزیلند؛ جمع کلمه میوه کیوی؛ نوعی میوه خوراکی

عبارات و ترکیب‌ها

fresh kiwis

kiwi های تازه

ripe kiwis

kiwi های رسیده

green kiwis

kiwi های سبز

sweet kiwis

kiwi های شیرین

kiwis slices

اسلایس کیوی

kiwis salad

سالاد کیوی

kiwis smoothie

اسموتی کیوی

dried kiwis

کیوی خشک

kiwis juice

آب کیوی

kiwis benefits

فواید کیوی

جملات نمونه

i enjoy eating kiwis for breakfast.

من عاشق خوردن کیوی برای صبحانه هستم.

kiwi fruit is rich in vitamin c.

میوه کیوی سرشار از ویتامین سی است.

she added sliced kiwis to her salad.

او برش‌های کیوی را به سالاد خود اضافه کرد.

kiwi smoothies are refreshing in summer.

اسموتی کیوی در تابستان بسیار خنک‌کننده است.

we bought a dozen kiwis at the market.

ما یک دوزن کیوی در بازار خریدیم.

kiwi trees need a lot of sunlight to grow.

درختان کیوی برای رشد به مقدار زیادی نور خورشید نیاز دارند.

she loves the unique taste of kiwis.

او طعم منحصر به فرد کیوی را دوست دارد.

kiwi skin is edible but often discarded.

پوست کیوی قابل خوردن است اما اغلب دور انداخته می شود.

he made a delicious kiwi tart for dessert.

او یک تارت کیوی خوشمزه برای دسر درست کرد.

eating kiwis can improve digestion.

خوردن کیوی می تواند به بهبود گوارش کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید