knighted by queen
نام شده توسط ملکه
knighted in ceremony
نام شده در مراسم
knighted for service
نام شده به خاطر خدمت
knighted at dawn
نام شده در سپیده دم
knighted on stage
نام شده روی صحنه
knighted in history
نام شده در تاریخ
knighted for bravery
نام شده به خاطر شجاعت
knighted by king
نام شده توسط شاه
knighted with honor
نام شده با افتخار
knighted in battle
نام شده در نبرد
he was knighted for his contributions to science.
او به خاطر کمکهایش به علم مفتخر به دریافت نشان شوالیه شد.
after being knighted, she became a role model for many.
پس از دریافت نشان شوالیه، او برای بسیاری از افراد الگوی رفتاری شد.
the king knighted several brave soldiers after the battle.
پادشاه پس از نبرد، چندین سرباز شجاع را مفتخر به دریافت نشان شوالیه کرد.
he was knighted in a grand ceremony at the palace.
او در یک مراسم باشکوه در قصر مفتخر به دریافت نشان شوالیه شد.
being knighted is one of the highest honors in the country.
دریافت نشان شوالیه یکی از بالاترین افتخارات در این کشور است.
she felt proud to be knighted in recognition of her charity work.
او به خاطر کارهای خیریه خود مفتخر به دریافت نشان شوالیه شد و احساس غرور کرد.
after he was knighted, his life changed dramatically.
پس از دریافت نشان شوالیه، زندگی او به طور چشمگیری تغییر کرد.
many authors have been knighted for their literary achievements.
بسیاری از نویسندگان به خاطر دستاوردهای ادبی خود مفتخر به دریافت نشان شوالیه شدهاند.
the ceremony where he was knighted was televised.
مراسمی که او در آن مفتخر به دریافت نشان شوالیه شد، از تلویزیون پخش شد.
she was knighted by the queen for her service to the community.
ملکه او را به خاطر خدماتش به جامعه مفتخر به دریافت نشان شوالیه کرد.
knighted by queen
نام شده توسط ملکه
knighted in ceremony
نام شده در مراسم
knighted for service
نام شده به خاطر خدمت
knighted at dawn
نام شده در سپیده دم
knighted on stage
نام شده روی صحنه
knighted in history
نام شده در تاریخ
knighted for bravery
نام شده به خاطر شجاعت
knighted by king
نام شده توسط شاه
knighted with honor
نام شده با افتخار
knighted in battle
نام شده در نبرد
he was knighted for his contributions to science.
او به خاطر کمکهایش به علم مفتخر به دریافت نشان شوالیه شد.
after being knighted, she became a role model for many.
پس از دریافت نشان شوالیه، او برای بسیاری از افراد الگوی رفتاری شد.
the king knighted several brave soldiers after the battle.
پادشاه پس از نبرد، چندین سرباز شجاع را مفتخر به دریافت نشان شوالیه کرد.
he was knighted in a grand ceremony at the palace.
او در یک مراسم باشکوه در قصر مفتخر به دریافت نشان شوالیه شد.
being knighted is one of the highest honors in the country.
دریافت نشان شوالیه یکی از بالاترین افتخارات در این کشور است.
she felt proud to be knighted in recognition of her charity work.
او به خاطر کارهای خیریه خود مفتخر به دریافت نشان شوالیه شد و احساس غرور کرد.
after he was knighted, his life changed dramatically.
پس از دریافت نشان شوالیه، زندگی او به طور چشمگیری تغییر کرد.
many authors have been knighted for their literary achievements.
بسیاری از نویسندگان به خاطر دستاوردهای ادبی خود مفتخر به دریافت نشان شوالیه شدهاند.
the ceremony where he was knighted was televised.
مراسمی که او در آن مفتخر به دریافت نشان شوالیه شد، از تلویزیون پخش شد.
she was knighted by the queen for her service to the community.
ملکه او را به خاطر خدماتش به جامعه مفتخر به دریافت نشان شوالیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید