knits well
خوب بافت
knits together
در کنار هم بافت
knits quickly
به سرعت بافت
knits softly
به آرامی بافت
knits tightly
سفت بافت
knits beautifully
به زیبایی بافت
knits easily
به راحتی بافت
knits smoothly
بدون نقص بافت
knits casually
به طور اتفاقی بافت
knits daily
روزانه بافت
she knits beautiful scarves for her friends.
او شالهای زیبا برای دوستانش میبافد.
he knits every evening while watching tv.
او هر شب در حالی که تلویزیون تماشا میکند میبافد.
my grandmother knits blankets for the homeless.
مادربزرگم پتو برای بیخانمانها میبافد.
they knits together as a family activity.
آنها به عنوان یک فعالیت خانوادگی با هم میبافند.
she knits with colorful yarns to make unique gifts.
او با نخهای رنگارنگ میبافد تا هدایای منحصر به فرد بسازد.
he learned to knits from his mother.
او بافتن را از مادرش یاد گرفت.
she knits hats for the winter season.
او کلاه برای فصل زمستان میبافد.
many people find it relaxing to knits.
بسیاری از مردم بافتن را آرامش بخش میدانند.
she knits toys for children in need.
او اسباببازی برای کودکان نیازمند میبافد.
he knits during his lunch breaks at work.
او در زمان استراحت ناهار در محل کارش میبافد.
knits well
خوب بافت
knits together
در کنار هم بافت
knits quickly
به سرعت بافت
knits softly
به آرامی بافت
knits tightly
سفت بافت
knits beautifully
به زیبایی بافت
knits easily
به راحتی بافت
knits smoothly
بدون نقص بافت
knits casually
به طور اتفاقی بافت
knits daily
روزانه بافت
she knits beautiful scarves for her friends.
او شالهای زیبا برای دوستانش میبافد.
he knits every evening while watching tv.
او هر شب در حالی که تلویزیون تماشا میکند میبافد.
my grandmother knits blankets for the homeless.
مادربزرگم پتو برای بیخانمانها میبافد.
they knits together as a family activity.
آنها به عنوان یک فعالیت خانوادگی با هم میبافند.
she knits with colorful yarns to make unique gifts.
او با نخهای رنگارنگ میبافد تا هدایای منحصر به فرد بسازد.
he learned to knits from his mother.
او بافتن را از مادرش یاد گرفت.
she knits hats for the winter season.
او کلاه برای فصل زمستان میبافد.
many people find it relaxing to knits.
بسیاری از مردم بافتن را آرامش بخش میدانند.
she knits toys for children in need.
او اسباببازی برای کودکان نیازمند میبافد.
he knits during his lunch breaks at work.
او در زمان استراحت ناهار در محل کارش میبافد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید