knits

[ایالات متحده]/nɪts/
[بریتانیا]/nɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.(می سازد) درمان کردن؛ بافتن؛ به طور نزدیک ترکیب کردن؛ بافتن صاف؛ بافتن؛ محکم کردن؛ پیوستن
n. اقلام بافته شده؛ چین و چروک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

knits well

خوب بافت

knits together

در کنار هم بافت

knits quickly

به سرعت بافت

knits softly

به آرامی بافت

knits tightly

سفت بافت

knits beautifully

به زیبایی بافت

knits easily

به راحتی بافت

knits smoothly

بدون نقص بافت

knits casually

به طور اتفاقی بافت

knits daily

روزانه بافت

جملات نمونه

she knits beautiful scarves for her friends.

او شال‌های زیبا برای دوستانش می‌بافد.

he knits every evening while watching tv.

او هر شب در حالی که تلویزیون تماشا می‌کند می‌بافد.

my grandmother knits blankets for the homeless.

مادربزرگم پتو برای بی‌خانمان‌ها می‌بافد.

they knits together as a family activity.

آنها به عنوان یک فعالیت خانوادگی با هم می‌بافند.

she knits with colorful yarns to make unique gifts.

او با نخ‌های رنگارنگ می‌بافد تا هدایای منحصر به فرد بسازد.

he learned to knits from his mother.

او بافتن را از مادرش یاد گرفت.

she knits hats for the winter season.

او کلاه برای فصل زمستان می‌بافد.

many people find it relaxing to knits.

بسیاری از مردم بافتن را آرامش بخش می‌دانند.

she knits toys for children in need.

او اسباب‌بازی برای کودکان نیازمند می‌بافد.

he knits during his lunch breaks at work.

او در زمان استراحت ناهار در محل کارش می‌بافد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید