knuckleheads

[ایالات متحده]/ˈnʌkəlhɛdz/
[بریتانیا]/ˈnʌkəlhɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص احمق یا بی‌خود

عبارات و ترکیب‌ها

knuckleheads unite

همنشینان احمق گرد هم شوید

crazy knuckleheads

احمق های دیوانه

knuckleheads only

فقط احمق ها

silly knuckleheads

احمق های احمق

knuckleheads rule

حاکمیت احمق ها

knuckleheads forever

احمق ها تا ابد

knuckleheads club

باشگاه احمق ها

knuckleheads assemble

احمق ها گرد هم شوند

knuckleheads rock

احمق ها سابقه سازند

knuckleheads beware

مراقب احمق ها باشید

جملات نمونه

sometimes, those knuckleheads just don't listen to reason.

گاهی اوقات، آن افراد بی‌فکر و متملق به حرف منطق گوش نمی‌دهند.

we can't let knuckleheads ruin our fun.

نمی‌توانیم اجازه دهیم آن افراد بی‌فکر و متملق تفریح ما را خراب کنند.

knuckleheads often make the same mistakes over and over.

آن افراد بی‌فکر و متملق اغلب همان اشتباهات را بارها و بارها تکرار می‌کنند.

it's frustrating to deal with knuckleheads at work.

همکار کردن با آن افراد بی‌فکر و متملق خسته کننده است.

don't be a knucklehead; think before you act.

بی‌فکر و متملق نباشید؛ قبل از عمل فکر کنید.

those knuckleheads are always getting into trouble.

آن افراد بی‌فکر و متملق همیشه در حال ایجاد دردسر هستند.

even knuckleheads can learn from their mistakes.

حتی آن افراد بی‌فکر و متملق هم می‌توانند از اشتباهات خود درس بگیرند.

we should avoid hanging out with knuckleheads.

ما باید از معاشرت با آن افراد بی‌فکر و متملق خودداری کنیم.

knuckleheads are often the life of the party, though.

با این حال، آن افراد بی‌فکر و متملق اغلب روح مهمانی هستند.

don't let knuckleheads distract you from your goals.

اجازه ندهید آن افراد بی‌فکر و متملق شما را از اهداف خود منحرف کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید