big kob
kob بزرگ
happy kob
kob خوشحال
little kob
kob کوچک
cute kob
kob دوستداشتنی
red kob
kob قرمز
fast kob
kob سریع
old kob
kob پیر
new kob
kob جدید
smart kob
kob باهوش
strong kob
kob قوی
she decided to kob her schedule for the week.
او تصمیم گرفت برنامه خود را برای هفته بهینه کند.
he needs to kob his priorities before the meeting.
او قبل از جلسه نیاز دارد اولویت های خود را بهینه کند.
they will kob the project timeline to meet the deadline.
آنها برنامه زمانی پروژه را بهینه می کنند تا مهلت مقرر را رعایت کنند.
it's important to kob your ideas before presenting.
قبل از ارائه، ارائه ایده های خود مهم است.
we should kob our resources effectively for better results.
ما باید منابع خود را به طور موثر بهینه کنیم تا نتایج بهتری بگیریم.
she learns to kob her emotions during stressful times.
او یاد می گیرد احساسات خود را در زمان های استرس زا بهینه کند.
he tried to kob the conversation to avoid conflict.
او سعی کرد مکالمه را بهینه کند تا از درگیری جلوگیری کند.
they plan to kob their efforts for the charity event.
آنها قصد دارند تلاش های خود را برای رویداد خیریه بهینه کنند.
you need to kob your expectations for this project.
شما باید انتظارات خود را برای این پروژه بهینه کنید.
she wants to kob her skills for the upcoming competition.
او می خواهد مهارت های خود را برای مسابقه آینده بهینه کند.
big kob
kob بزرگ
happy kob
kob خوشحال
little kob
kob کوچک
cute kob
kob دوستداشتنی
red kob
kob قرمز
fast kob
kob سریع
old kob
kob پیر
new kob
kob جدید
smart kob
kob باهوش
strong kob
kob قوی
she decided to kob her schedule for the week.
او تصمیم گرفت برنامه خود را برای هفته بهینه کند.
he needs to kob his priorities before the meeting.
او قبل از جلسه نیاز دارد اولویت های خود را بهینه کند.
they will kob the project timeline to meet the deadline.
آنها برنامه زمانی پروژه را بهینه می کنند تا مهلت مقرر را رعایت کنند.
it's important to kob your ideas before presenting.
قبل از ارائه، ارائه ایده های خود مهم است.
we should kob our resources effectively for better results.
ما باید منابع خود را به طور موثر بهینه کنیم تا نتایج بهتری بگیریم.
she learns to kob her emotions during stressful times.
او یاد می گیرد احساسات خود را در زمان های استرس زا بهینه کند.
he tried to kob the conversation to avoid conflict.
او سعی کرد مکالمه را بهینه کند تا از درگیری جلوگیری کند.
they plan to kob their efforts for the charity event.
آنها قصد دارند تلاش های خود را برای رویداد خیریه بهینه کنند.
you need to kob your expectations for this project.
شما باید انتظارات خود را برای این پروژه بهینه کنید.
she wants to kob her skills for the upcoming competition.
او می خواهد مهارت های خود را برای مسابقه آینده بهینه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید