kochi

[ایالات متحده]/ˈkəʊtʃi/
[بریتانیا]/ˈkoʊtʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شهری بندری در استان کوچی، ژاپن، واقع در سواحل جنوبی جزیره شیکوک; کوچی، شهری در هند

عبارات و ترکیب‌ها

kochi city

شهر کوچي

kochi prefecture

استان کوچي

kochi festival

جشنواره کوچي

kochi cuisine

آشپزی کوچي

kochi port

بندر کوچي

kochi castle

قلعه کوچي

kochi market

بازار کوچي

kochi river

رودخانه کوچي

kochi area

منطقه کوچي

kochi culture

فرهنگ کوچي

جملات نمونه

she has a kochi for cooking delicious meals.

او استعداد خاصی در پختن غذاهای خوشمزه دارد.

his kochi for music is evident in his performances.

استعداد او برای موسیقی در اجراهایش آشکار است.

finding a kochi in art can be a rewarding experience.

پیدا کردن استعداد در هنر می تواند یک تجربه ارزشمند باشد.

she discovered her kochi for languages during her travels.

او استعداد خود را برای زبان ها در طول سفرش کشف کرد.

his kochi for sports made him a star athlete.

استعداد او در ورزش او را به یک ورزشکار برتر تبدیل کرد.

developing a kochi for writing takes practice and dedication.

توسعه استعداد در نویسندگی نیاز به تمرین و تعهد دارد.

she has a natural kochi for teaching young children.

او استعداد ذاتی برای آموزش کودکان خردسال دارد.

his kochi for problem-solving is impressive.

استعداد او در حل مسئله بسیار впечатляющий است.

they recognized her kochi for leadership early on.

آنها زود متوجه استعداد رهبری او شدند.

having a kochi for teamwork is essential in this job.

داشتن استعداد برای کار گروهی در این شغل ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید