kolkhozs

[ایالات متحده]/kɔl'hɔ:z/
[بریتانیا]/kɔl'hɔz/

ترجمه

n. مزرعه جمعی در اتحاد جماهیر شوروی سابق

عبارات و ترکیب‌ها

kolkhozs system

سیستم کلک‌هوز

kolkhozs management

مدیریت کلک‌هوز

kolkhozs economy

اقتصاد کلک‌هوز

kolkhozs workers

کارگران کلک‌هوز

kolkhozs production

تولید کلک‌هوز

kolkhozs land

زمین کلک‌هوز

kolkhozs structure

ساختار کلک‌هوز

kolkhozs policies

خط مشی های کلک‌هوز

kolkhozs reform

اصلاحات کلک‌هوز

kolkhozs history

تاریخچه کلک‌هوز

جملات نمونه

the kolkhozs played a vital role in the agricultural development of the region.

کلک‌هوزها نقش حیاتی در توسعه کشاورزی منطقه ایفا می‌کردند.

many families relied on kolkhozs for their livelihood.

خانواده‌های زیادی برای گذراندن زندگی به کلک‌هوزها متکی بودند.

in the past, kolkhozs were a common form of collective farming.

در گذشته، کلک‌هوزها یک شکل رایج از کشاورزی جمعی بودند.

reforms in agriculture affected the operation of kolkhozs.

اصلاحات در کشاورزی بر عملکرد کلک‌هوزها تأثیر گذاشت.

kolkhozs often faced challenges in production efficiency.

کلک‌هوزها اغلب با چالش‌هایی در بهره‌وری تولید مواجه بودند.

many kolkhozs were established during the soviet era.

بسیاری از کلک‌هوزها در دوران اتحاد جماهیر شوروی تأسیس شدند.

workers in kolkhozs shared the profits equally.

کارگران کلک‌هوزها به طور مساوی سود را تقسیم می‌کردند.

education and training were important for workers in kolkhozs.

آموزش و تربیت برای کارگران کلک‌هوزها مهم بود.

kolkhozs contributed significantly to the national economy.

کلک‌هوزها سهم قابل توجهی در اقتصاد ملی داشتند.

life in kolkhozs was often challenging but rewarding.

زندگی در کلک‌هوزها اغلب چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید