koryaks

[ایالات متحده]/kɒriˌæks/
[بریتانیا]/kɔriˌæks/

ترجمه

n. جمع Koryak؛ عضو یک قوم محلی که در ناحیه کامچاتکا در روسیه زندگی می‌کند؛ یک نام شخصی که در ترکی، روسیه و ترکمنستان استفاده می‌شود.

جملات نمونه

the koryak people have lived in kamchatka for thousands of years.

مردم کوریاک به مدت هزاران سال در کامچاتکا زندگی می‌کرده‌اند.

koryak culture is known for its unique oral traditions.

فرهنگ کوریاک به دلیل سنت‌های دهانی منحصر به فردش معروف است.

many koryak families still practice traditional reindeer herding.

بسیاری از خانواده‌های کوریاک هنوز از دامپروری سنتی گوسفند‌های بارانی استفاده می‌کنند.

the koryak language belongs to the chukotko-kamchatkan family.

زبان کوریاک به خانواده چوکوتکو-کامچاتکان تعلق دارد.

koryak elders teach young people about ancient customs.

بزرگ‌ترین افراد کوریاک به جوانان درباره روش‌های قدیمی آموزش می‌دهند.

traditional koryak clothing is made from reindeer fur.

پوشاک سنتی کوریاک از پشم گوسفند‌های بارانی ساخته می‌شود.

the koryak homeland spans the mountainous regions of northern kamchatka.

زمین‌های کوریاک در مناطق کوهستانی شمال کامچاتکا گسترده است.

koryak shaman perform ceremonies during the long winter months.

شامان‌های کوریاک در ماه‌های زمستانی طولانی مراسم‌هایی انجام می‌دهند.

visitors can experience koryak hospitality in remote coastal villages.

بازدیدکنندگان می‌توانند در روستاهای دورافتاده ساحلی از میزبانی کوریاک لذت ببرند.

koryak folk tales often feature powerful spirits of the tundra.

داستان‌های فولکلور کوریاک اغلب روح‌های قدرتمند توندرا را به تصویر می‌کشند.

the annual koryak festival celebrates the arrival of spring.

جشنواره سالیانه کوریاک به مناسبت آمدن بهار برگزار می‌شود.

koryak ancestors left petroglyphs along the rivers of kamchatka.

پیشینیان کوریاک در طول رودخانه‌های کامچاتکا نگاره‌های سنگی گذاشته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید