koryak

[ایالات متحده]/ˈkɒriæk/
[بریتانیا]/ˈkɔːriæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از قوم کوریاک در شرق دور روسیه، یا زبانی که آن‌ها می‌گویند؛ همچنین به عنوان یک نام شخصی استفاده می‌شود
n. pl. جمع از کوریاک؛ چندین عضو از قوم کوریاک
شکل‌های واژه
جمعkoryaks

عبارات و ترکیب‌ها

koryak people

مردم کوریاک

koryak language

زبان کوریاک

the koryak

کوریاک

koryak culture

فرهنگ کوریاک

koryak traditions

سنت‌های کوریاک

koryak village

روستای کوریاک

koryak shaman

شامان کوریاک

koryak family

خانواده کوریاک

koryak elder

بزرگ‌ترین فرد کوریاک

koryak songs

آهنگ‌های کوریاک

جملات نمونه

the koryak people live in kamchatka.

مردم کوریاک در کامچاتکا زندگی می‌کنند.

koryak is an endangered language.

زبان کوریاک یک زبان در معرض خطر است.

koryak culture is very old.

فرهنگ کوریاک بسیار قدیمی است.

the koryak tribe has many traditions.

قبله کوریاک دارای بسیاری از سنت‌ها است.

koryak heritage includes reindeer herding.

ارث کوریاک شامل پرورش گوسفند‌های گوسفندی است.

the koryak community is small.

جامعه کوریاک کوچک است.

koryak reindeer herders travel across the tundra.

چریای گوسفند‌های گوسفندی کوریاک از روی توندرا سفر می‌کنند.

koryak folklore tells stories of the spirits.

داستان‌های فولکلوار کوریاک داستان‌های روح‌ها را روایت می‌کند.

a koryak shaman leads the ceremonies.

یک شامان کوریاک مراسم را رهبری می‌کند.

koryak children learn traditional songs.

بچه‌های کوریاک آهنگ‌های سنتی را یاد می‌گیرند.

traditional koryak clothing is made from reindeer skin.

پوشاک سنتی کوریاک از پوست گوسفند گوسفندی ساخته شده است.

the koryak language has many dialects.

زبان کوریاک دارای بسیاری از گویش‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید