kray

[ایالات متحده]/kraɪ/
[بریتانیا]/kraɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه (بخش اداری در روسیه)؛ K-شعاع (موج ژئومغناطیسی)
شکل‌های واژه
جمعkrays

عبارات و ترکیب‌ها

kray brothers

خانواده کری

kray twins

쌍둥ی کری

the krays

کری‌ها

kray era

دوره کری

kray london

کری لندن

kray gang

گروه کری

kray crime

جرم کری

kray story

داستان کری

kray film

فیلم کری

kray gangster

گانستر کری

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید