kumiss

[ایالات متحده]/kuːˈmɪs/
[بریتانیا]/kuːˈmɪs/

ترجمه

n. دوغ تخمیری مادیان

عبارات و ترکیب‌ها

fermented kumiss

کومیس تخمیر شده

traditional kumiss

کومیس سنتی

fresh kumiss

کومیس تازه

sweet kumiss

کومیس شیرین

kefir kumiss

کومیس کفیر

kuman kumiss

کومان کومیس

homemade kumiss

کومیس خانگی

sparkling kumiss

کومیس گازدار

organic kumiss

کومیس ارگانیک

chilled kumiss

کومیس خنک

جملات نمونه

she enjoys drinking kumiss during summer picnics.

او از نوشیدن کومیس در پیک‌نیک‌های تابستانی لذت می‌برد.

kumiss is a traditional beverage in central asia.

کومیس یک نوشیدنی سنتی در آسیای مرکزی است.

many people believe that kumiss has health benefits.

بسیاری از مردم معتقدند که کومیس فواید سلامتی دارد.

he introduced kumiss to his friends at the party.

او کومیس را به دوستانی که در مهمانی بودند معرفی کرد.

kumiss can be made from mare's milk.

کومیس را می‌توان از شیر اسب ماده تهیه کرد.

they served kumiss as a welcome drink.

آنها کومیس را به عنوان نوشیدنی خوشامدگویی سرو کردند.

in the summer, i love to taste chilled kumiss.

در تابستان، من عاشق چشیدن کومیس خنک شده هستم.

kumiss has a unique sour taste that many enjoy.

کومیس طعم ترش منحصربه‌فردی دارد که بسیاری از آن لذت می‌برند.

learning to make kumiss can be a fun experience.

یادگیری طرز تهیه کومیس می‌تواند یک تجربه سرگرم‌کننده باشد.

she found a recipe for homemade kumiss online.

او یک دستور تهیه کومیس خانگی را به صورت آنلاین پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید