kummel seed
بذر کوامل
kummel liqueur
شراب کوامل
kummel flavor
طعم کوامل
kummel oil
روغن کوامل
kummel drink
نوشیدنی کوامل
kummel spice
ادویه کوامل
kummel recipe
دستور تهیه کوامل
kummel extract
عصاره کوامل
kummel tea
چای کوامل
kummel cake
کیک کوامل
she added kummel to the soup for extra flavor.
او کمیل را به سوپ اضافه کرد تا طعم آن بهتر شود.
kummel is often used in baking traditional bread.
کومل اغلب در پخت نان سنتی استفاده می شود.
he enjoys drinking kummel after dinner.
او از نوشیدن کومل بعد از شام لذت می برد.
kummel can enhance the taste of roasted meats.
کومل می تواند طعم گوشت کبابی را افزایش دهد.
we bought a bottle of kummel for the party.
ما یک بطری کومل برای مهمانی خریدیم.
she recommended adding kummel to the salad dressing.
او اضافه کردن کومل به سس سالاد را توصیه کرد.
kummel is a popular ingredient in german cuisine.
کومل یک ماده محبوب در آشپزی آلمانی است.
he learned how to make kummel-flavored cookies.
او یاد گرفت که چگونه بیسکویت با طعم کومل درست کند.
they served kummel shots at the bar.
آنها در بار شات های کومل سرو کردند.
she enjoys the unique taste of kummel in her dishes.
او از طعم منحصر به فرد کومل در غذاهایش لذت می برد.
kummel seed
بذر کوامل
kummel liqueur
شراب کوامل
kummel flavor
طعم کوامل
kummel oil
روغن کوامل
kummel drink
نوشیدنی کوامل
kummel spice
ادویه کوامل
kummel recipe
دستور تهیه کوامل
kummel extract
عصاره کوامل
kummel tea
چای کوامل
kummel cake
کیک کوامل
she added kummel to the soup for extra flavor.
او کمیل را به سوپ اضافه کرد تا طعم آن بهتر شود.
kummel is often used in baking traditional bread.
کومل اغلب در پخت نان سنتی استفاده می شود.
he enjoys drinking kummel after dinner.
او از نوشیدن کومل بعد از شام لذت می برد.
kummel can enhance the taste of roasted meats.
کومل می تواند طعم گوشت کبابی را افزایش دهد.
we bought a bottle of kummel for the party.
ما یک بطری کومل برای مهمانی خریدیم.
she recommended adding kummel to the salad dressing.
او اضافه کردن کومل به سس سالاد را توصیه کرد.
kummel is a popular ingredient in german cuisine.
کومل یک ماده محبوب در آشپزی آلمانی است.
he learned how to make kummel-flavored cookies.
او یاد گرفت که چگونه بیسکویت با طعم کومل درست کند.
they served kummel shots at the bar.
آنها در بار شات های کومل سرو کردند.
she enjoys the unique taste of kummel in her dishes.
او از طعم منحصر به فرد کومل در غذاهایش لذت می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید