kummels

[ایالات متحده]/ˈkʌməl/
[بریتانیا]/ˈkʌməl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نوشیدنی الکلی با طعم انیسون که از دانه‌های زیره و ادویه‌های دیگر تهیه می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

kummel seed

بذر کوامل

kummel liqueur

شراب کوامل

kummel flavor

طعم کوامل

kummel oil

روغن کوامل

kummel drink

نوشیدنی کوامل

kummel spice

ادویه کوامل

kummel recipe

دستور تهیه کوامل

kummel extract

عصاره کوامل

kummel tea

چای کوامل

kummel cake

کیک کوامل

جملات نمونه

she added kummel to the soup for extra flavor.

او کمیل را به سوپ اضافه کرد تا طعم آن بهتر شود.

kummel is often used in baking traditional bread.

کومل اغلب در پخت نان سنتی استفاده می شود.

he enjoys drinking kummel after dinner.

او از نوشیدن کومل بعد از شام لذت می برد.

kummel can enhance the taste of roasted meats.

کومل می تواند طعم گوشت کبابی را افزایش دهد.

we bought a bottle of kummel for the party.

ما یک بطری کومل برای مهمانی خریدیم.

she recommended adding kummel to the salad dressing.

او اضافه کردن کومل به سس سالاد را توصیه کرد.

kummel is a popular ingredient in german cuisine.

کومل یک ماده محبوب در آشپزی آلمانی است.

he learned how to make kummel-flavored cookies.

او یاد گرفت که چگونه بیسکویت با طعم کومل درست کند.

they served kummel shots at the bar.

آنها در بار شات های کومل سرو کردند.

she enjoys the unique taste of kummel in her dishes.

او از طعم منحصر به فرد کومل در غذاهایش لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید