kweeks

[ایالات متحده]/kwiːks/
[بریتانیا]/kwiːks/

ترجمه

n. جمع kweek; (دستور زبان اینترنتی) روزهای پایان هفته

جملات نمونه

the kweeks chirped loudly in the barn.

کوکی‌ها در بره بیش از حد بلند صدای خود را پر می‌کردند.

farmers protect their kweeks from predators.

کشاورزان کوکی‌های خود را از شکارچی‌ها محافظت می‌کنند.

the kweeks huddled together for warmth.

کوکی‌ها برای گرمی به هم گرویدند.

she feeds the kweeks three times a day.

او کوکی‌ها را در طول روز سه بار غذای می‌دهد.

the kweeks are growing rapidly this summer.

کوکی‌ها در این تابستان به سرعت رشد می‌کنند.

we watched the kweeks peck at the ground.

ما کوکی‌ها را در حالی که روی زمین می‌کوبیدند دیدیم.

the kweeks need a safe enclosure at night.

کوکی‌ها در شب نیاز به یک محیط امن دارند.

these kweeks will become laying hens.

این کوکی‌ها به مرغ‌های تخم‌گذار تبدیل خواهند شد.

the kweeks crossed the yard quickly.

کوکی‌ها به سرعت از محوطه عبور کردند.

warm light keeps the kweeks comfortable.

نور گرم کوکی‌ها را راحت می‌کند.

the kweeks responded to her gentle voice.

کوکی‌ها به صدای مهربان او پاسخ دادند.

new kweeks arrived at the farm this morning.

کوکی‌های جدید امروز صبح به کشاورزی رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید