lactiferous

[ایالات متحده]/lækˈtɪf.ər.əs/
[بریتانیا]/lækˈtɪf.ɚ.əs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیر رسانی; شیر تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

lactiferous ducts

کانال‌های شیردهی

lactiferous tissue

بافت شیردهی

lactiferous glands

غدد شیردهی

lactiferous system

سیستم شیردهی

lactiferous pathway

مسیر شیردهی

lactiferous network

شبکه شیردهی

lactiferous channels

کانال‌های شیر

lactiferous structures

ساختارهای شیردهی

lactiferous epithelium

اپیتلیوم شیردهی

lactiferous openings

دهانه‌های شیردهی

جملات نمونه

the lactiferous ducts are essential for breastfeeding.

کانال‌های شیری برای شیردهی ضروری هستند.

in mammals, lactiferous glands produce milk.

در پستانداران، غدد شیری شیر تولید می‌کنند.

she studied the anatomy of lactiferous structures.

او آناتومی ساختارهای شیری را مطالعه کرد.

lactiferous sinuses store milk before it is released.

سینوس‌های شیری شیر را قبل از آزاد شدن ذخیره می‌کنند.

doctors examined the lactiferous tissue for abnormalities.

پزشکان بافت شیری را برای یافتن هر گونه ناهنجاری بررسی کردند.

understanding lactiferous systems is crucial for lactation research.

درک سیستم‌های شیری برای تحقیقات شیردهی بسیار مهم است.

the lactiferous network is complex and fascinating.

شبکه شیری پیچیده و جذاب است.

milk production involves the lactiferous apparatus.

تولید شیر شامل دستگاه شیری است.

she learned about the function of lactiferous glands.

او در مورد عملکرد غدد شیری یاد گرفت.

research on lactiferous cells can lead to medical breakthroughs.

تحقیقات در مورد سلول‌های شیری می‌تواند منجر به پیشرفت‌های پزشکی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید