lacustrine

[ایالات متحده]/ləˈkʌstrɪn/
[بریتانیا]/ləˈkʌstrɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا در حال رشد در دریاچه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

lacustrine environment

زیستگاه دریاچه‌ای

lacustrine deposits

رسوبات دریاچه‌ای

lacustrine sediments

آب‌سنگ‌های دریاچه‌ای

lacustrine ecosystem

زیست‌بوم دریاچه‌ای

lacustrine habitats

زیستگاه‌های دریاچه‌ای

lacustrine organisms

آوردگان دریاچه

lacustrine waters

آب‌های دریاچه

lacustrine fauna

جانوران دریاچه

lacustrine flora

گیاهان دریاچه

lacustrine stratigraphy

لایه‌نگاری دریاچه‌ای

جملات نمونه

the lacustrine ecosystem supports diverse wildlife.

زیستگاه‌های آبی‌دریا، از حیات وحش متنوعی پشتیبانی می‌کنند.

lacustrine sediments provide valuable geological information.

رسوبات آبی‌دریا، اطلاعات زمین‌شناسی ارزشمندی ارائه می‌دهند.

researchers study lacustrine environments to understand climate change.

محققان محیط‌های آبی‌دریا را برای درک تغییرات آب و هوایی مطالعه می‌کنند.

lacustrine habitats are crucial for many fish species.

زیستگاه‌های آبی‌دریا برای بسیاری از گونه‌های ماهی حیاتی هستند.

the lacustrine zone is rich in nutrients.

منطقه آبی‌دریا سرشار از مواد مغذی است.

we found lacustrine fossils during our excavation.

ما در حین حفاری خود، فسیل‌های آبی‌دریا پیدا کردیم.

lacustrine wetlands help filter water and provide habitat.

مناطق ساحلی آبی‌دریا به فیلتر کردن آب و فراهم کردن زیستگاه کمک می‌کنند.

the study focused on lacustrine algae and their role in the ecosystem.

این مطالعه بر جلبک‌های آبی‌دریا و نقش آن‌ها در اکوسیستم متمرکز بود.

lacustrine regions are often popular for recreational activities.

مناطق آبی‌دریا اغلب برای فعالیت‌های تفریحی محبوب هستند.

conservation efforts are essential for lacustrine biodiversity.

تلاش‌های حفاظتی برای تنوع زیستی آبی‌دریا ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید