laddie

[ایالات متحده]/'lædɪ/
[بریتانیا]/ˈlædi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوان، نوجوان، برادر جوان (به عنوان یک اصطلاح محبت‌آمیز در اسکاتلند استفاده می‌شود)
شکل‌های واژه
جمعladdies

عبارات و ترکیب‌ها

Hey laddie!

سلام مرد لاغر!

Brave laddie

مرد شجاع

Young laddie

مرد جوان

جملات نمونه

The old sailor called the young man 'laddie'.

ملوان پیر جوان را 'لَدی' صدا زد.

He's a brave laddie, always ready to help.

او پسری شجاع است، همیشه آماده کمک.

The laddie ran to catch the bus.

پسر برای گرفتن اتوبوس دوید.

The little laddie played with his toy car.

پسر کوچولو با ماشین اسباب‌بازی‌اش بازی کرد.

The laddie helped his grandmother carry groceries.

پسر به مادربزرگش کمک کرد تا مواد غذایی را حمل کند.

The laddie was excited to go on his first fishing trip.

پسر برای رفتن به اولین سفر ماهیگیری‌اش هیجان‌زده بود.

The laddie showed his friends the new video game.

پسر بازی ویدیویی جدید را به دوستانش نشان داد.

The kind laddie offered his seat to the elderly lady.

پسر مهربان جایگاه خود را به خانم مسن پیشنهاد کرد.

The laddie's laughter filled the room with joy.

خنده پسر اتاق را با شادی پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید